«رویا صالح پور، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی»
1397/2/25
تجلی عرفان در اشعار فارسی وفایی (شاعر کرد)
«رویا صالح پور، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی»
وفایی شاعر توانمند و ادیب هنرمندی است که در روزگار خود شهرت بسزایی یافته بود و این افتخار آن¬گاه برای وی حاصل شده که توانسته است به دو زبان کردی و فارسی شعر بسراید .و ی در محتوای سخنش به ایراد نکته¬های دقیق اجتماعی و عرفانی پرداخته است که این کار به اشعارش، شکوه و جلال خاصی بخشیده است.

چکیده

وفایی شاعر توانمند و ادیب هنرمندی است که در روزگار خود شهرت بسزایی یافته بود و این افتخار آن­گاه برای وی حاصل شده که توانسته است به دو زبان کردی و فارسی شعر بسراید .و ی در محتوای سخنش به ایراد نکته­های دقیق اجتماعی و عرفانی پرداخته است که این کار به اشعارش، شکوه و جلال خاصی بخشیده است.

سبک شعری وفایی به شیوه ی شاعران آن عهد ، پر از مضمون­های دقیق و اندیشه­­های باریک و خیال­های دیریاب، به ویژه تمثیلات یا معادله­هایی است که در غزلیات او به بهترین وجه آمده است.اشعار وی متاثر از شاعران بزرگ کلاسیک فارسی به ویژه حافظ است.

تا به حال به بررسی غزلیات فارسی وفایی پرداخته نشده است ، اشعار وفایی دارای مضامین باریک ادبی و کلام تخیلی و دور از ذهن است و در شعر او مضامین عرفانی به وضوح خودنمایی می کند.

وفایی به عنوان شاعر عارف و پایبند به آرا و اندیشه­های صوفیانه مورد نظر است و نگارنده در صدد است به این موضوع بپردازد که شعر فارسی وفایی علاوه بر جنبه­های ادبی، اجتماعی و ... دارای مضامین بلند عرفانی است و بحق می­توان گفت : وفایی شاعر بی مدعایی است که در غزلیاتش افکار و اندیشه­های صوفیانه تبلور یافته است.

واژگان کلیدی : وفایی (شاعر کرد)، مضامین عرفانی

مقدمه

سخن انسان بیانگر ارزش فکری و اندیشه­های والای اوست. تنها راهی که بتوان بخوبی شخصیت واقعی شخص را دریافت ،سخن و شیوه ی بیان اوست (دشتی، 1364 : 11) .

ژرفای غزلیات وفایی اقیانوسی انباشته از ذخایر ارزنده ی فکری و تصاویر خیالی بدیع ، در زمینه­های توصیف طبیعت، عشق به هستی و حالات عرفانی و عاطفی است. وفایی با ایجاد تصویرهای زیبا و مضامین دلربا و به کارگیری انواع مجازات، استعارات ، تمثیل و بیان مطالب دقیق معنوی گوی سبقت را از شاعران هم عصر خود ربوده است و اشعار وی متاثر از سبک هندی یا اصفهانی است که آن را با استفاده از باریک اندیشی و نکته سنجی­هایش در اشعارش گنجانده است.

زندگی­نامه :

عبدالرحیم، فرزند ملاغفور ، فرزند ملانصرالله، مشهور به میرزا عبدالرحیم، و متخلص به وفایی، در سال 1844 میلادی (1223 ه. ش) در شهر مهاباد متولد شده است. وفایی تحصیلات خود را از ابتدا تا انتها در همان شهر به پایان رسانده و در آنجا مجاز شده است. او با آنکه تحصیلات دینی و علوم حجروی را تماماً خوانده، اما در میان مردم به میرزا شهرت پیدا کرده است. گویا شیخ عبدالله شمزینی برای اولین بار وفایی را میرزا نامیده است و از آن پس به میرزا عبدالرحیم شهرت یافته است. هیچ سندی هم نداریم که در مسجدی امامت و ملایی کرده باشد، اما برای خود مکتب خانه داشته و در آنجا به تدریس و تعلیم علوم دینی و ادبی پرداخته بوده است. حتی گفته شده که هیچ گاه زکات فطر را نپذیرفته است. او سه بار به مناسک حج رفت ( احمدی ، 1395 : 491  نیز: خزنه دار، 1389 : 369) .

وفایی انسانی صوفی مشرب، فقیهی خوشرو، خوشخو، متواضع و مردم دوست بوده و اغلب اوقات از خوردن گوشت احتراز کرده و به گل و گلزار و دشت و کوهسار عشق می­ورزیده است. طبعی وقاد داشته و گذشته از زبان کردی، بالنسبه فارسی و عربی و ترکی را نیز می­دانسته و بیشتر به زبان کردی شعر می­گفته است. در مهاباد با مکتب داری امرار معاش می­کرده و ارتزاق وی از این راه بوده است. وفایی در سن بیست سالگی به عزم استانبول از مهاباد بیرون می­رود؛ اما پس از رسیدن به نهریه و ملاقات با شیخ عبیدالله شمزینانی از ادامه ی سفر منصرف شده ، همان جا می­ماند و به طریقه ی نقشبندیه تمسک می­کند و یک سال بعد از آن که شیخ مرشدش از سفر حجاز برمی­گردد به مهاباد مراجعت می­کند و متاهل می­شود ( مردوخ روحانی ، 1390 : 71 ).

وفایی سه بار به زیارت خانه ی خدا رفته است. وی در سال 1279 هـ . ش به شهر سلیمانیه در کردستان عراق رفته و مدت دو سال در این شهر ماندگار شده و سپس در سال 1281 هـ . ش برای بار سوم به حج رفته است. گفتنی است که وفایی در این سفر همراه شیخ سعید حفیده به استانبول رفته و از آنجا با وی به سرزمین حجاز سفر کرده است. در هر صورت وفایی همراه با کاروان شیخ سعید حفیده و سید احمد خانقاء و شیخ مصطفی فرزند شیخ عبدالصمد قاضی و حاجی توفیق ( پیره میرد ) به حج رفته است. اگر همه این اشخاص هم در این کاروان نبوده باشند، هنگام بازگشت از حج با هم بوده­اند ( خه­زنه­دار ، 1389 : 4 / 370 ) .

وفایی در سفر سوم خود به حجاز ،هنگام بازگشت در صحرای عربستان بیمار شده ، مرگ به او مهلت نمی دهد و در بیابان های شام جان می سپارد و در همان جا نیز توسط دوستانش (سال 1281 هجری شمسی) به دور از وطن به خاک سپرده می شود.پیره میرد می گوید: وفایی را با دست های خودم در بیابان تسلیم به خاک کرده ام (خه زنه دار، 1389: 4/370).

آثار وفایی

آثاری که وفایی از خود بر جای گذاشته شامل دیوان اشعار و خاطرات وی ( تحفه المریدین ) است که به شرح زیر می­باشد :

1 – دیوان اشعار : که شامل دو بخش است .بخش اول آن به فارسی است که شامل 92 غزل می­باشد. بخش دوم به زبان کردی است و تعداد غزل­های آن در نسخه­های مختلف متفاوت است.

2 – خاطرات : این کتاب همان­طور که شاعر نام آن را تحفه­المریدین نهاده، شامل خاطراتی است از زندگی وفایی، که به امید چاپ آن را نوشته است.

موضوع بسیار مهم و جالب توجه در مورد وفایی این است که او اولین شاعر کلاسیک در تاریخ ادبیات کردی است که برای اولین بار خاطراتش را به رشته ی تحریر در­آورده و به نسل­های بعد از خود سپرده است. (قاضی خضری ، 1376 : 28 ) .

شعر وفایی

مضامین کلی شعر وفایی از نظر محمد علی قره داغی به شرح زیر است :

1 – اشعار عارفانه و عاشقانه که مضمون اصلی اشعار شاعر است. که بخش عمده­ای از اشعار وفایی در این حوزه سروده شده است .

2 – وصف طبیعت و گل و گلزار و زیبایی های بهار : در این عرصه معانی بسیار بدیع و ظریف که برخاسته از احساسات شاعر است خود نمایی می­کند.

3 – مدح و ستایش : همچون مدح و ستایش شیخ و مرشد وفایی یعنی ( شیخ عبیدالله نهری ) و کرامات او که در اشعارش به کرات نام او را آورده است.

4 – شعرهای طنزگونه که کم و بیش در دیوان شعر وفایی یافت می­شوند.

5 – مویه کردن، بلندترین قصیده­ ی وفایی در این مضمون است که در غم هجران مرشدش؛ شیخ عبیدالله سروده است و بسیار هنرمندانه سوز غم درونی خویش را همراه با احساسی لطیف ابراز می­کند. علاوه بر این قصیده ی کردی، وفایی قطعه­ای را نیز با همین مضمون به زبان فارسی سروده است.

5 – مثل ،( داستان­های منظوم ) که در دیوان وفایی به چشم می­خورد.

6 – طلب کردن و خواستن، مانند خواستن توتن از شیخ نهری

سبک ادبی وفایی :

وفایی یکی از پیروان و مقلدان سبک ادبی نالی در مکریان بوده است. نقل است که وفایی در حداثت جوانی شعر سروده است. اشعار وفایی بر اساس قواعد عروضی سروده شده­اند. او از بحوری چون : هزج، رمل، رجز، مضارع، بسیط، مجتث، سریع و متقارب استفاده کرده است. بیشتر اشعار او در قالب قصیده و غزل است. تضمین و ملمع نیز در شعر وفایی دیده می­شود. شعر وفایی در موضوعات اشعار عاشقانه و وصف طبیعت به صورت درهم تنیده ، اشعار دینی و اشاره به برخی مسایل جامعه سروده شده است.( احمدی، 1395 : 493).

از آنجا که وفایی با ادب فارسی آشنایی تامی داشته، از این رو ادب فارسی بر شعر وفایی تاثیر فراوانی نهاده است.وفایی علاوه بر اشعار کردی به زبان فارسی نیز تسلط داشته و با این زبان نیز شعر سروده است ( احمدی ، 1395 : 493 ).

سبک غالب غزل های وفایی سبک هندی بوده است. رکن اصلی شعر سبک هندی عنصر خیال است. بن مایه ی شعری وفایی نیز که متاثر از این سبک است بر خیال­های شعری و صناعات مجازی است، تخیل در این شیوه ی شعری جزء نگر و بر پایه­ی دقت در محسوسات و ساختار مناسبات میان امور محسوس است.خیال شاعر (وفایی) معطوف به چشم اندازهای طبیعی نیست ، بلکه غرق در امور جزئی است و به طور اغراق آمیزی در جستجوی ارتباط نازک بین پدیده­های پیرامون است.

در اوایل سده ی نوزدهم دو فرقه ی صوفیانه ی نقشبندی و قادری در میان کردها به وجود آمد. بسیاری از کردها از این دو فرقه ی صوفیانه استقبال کردند و بیشتر کردها بویژه در سده ی نوزدهم به قادریه و یا نقشبندیه گرایش پیدا کردند. این دو طریقت صوفیانه در کردستان، بر ادب و شعر بی تاثیر نبودند. بسیاری از دواوین شعری، آشکارا متاثر از افکار صوفیانه ی آنان است. تصوف، نقش مهمی در زندگی اجتماعی و سیاسی کردها داشته است( همان : 39 ) .

عرفان ، حاصل دریافت­های معنوی است که به آگاهی و بیداری می­انجامد. بسیاری از اشعار وفایی بهره­مند از مضامین عرفانی و معرفت الهی است. به گونه ای که خدای وفایی رحمت محض و بخشش صرف است، چنان که می­گوید:

یارب یارب افتاده از راهم                    دستگیرم ز لطف و راه­نما

                                                                                       (وفایی، 1387: 216)

وفایی عشق و حالت عارفانه ی خویش را در این ابیات چنین بازگو می­کند:

جنبشی آر تا ریاض بهشت                  باز نشو نکته سنج و نغمه سرا

عشق چوعشق باز عشق طلب               عشق ورزند عاشقان خدا

                                                                                           (وفایی، 1387: 216)

او در مباحث عرفانی، به مبانی نظری که دربرگیرنده ی مباحث توحیدی و مسائل مربوط به آن است و همچنین در عرفان عملی به سیر و سلوک معنوی انسان و بیان حالات و مقامات او به سوی حق پرداخته است.

عرفان نظری:

عرفان نظری، یعنی جهان بینی عرفانی. عرفا جهان بینی خاصی دارند که با سایر جهان بینی­ها متفاوت است. شرح و تفسیر آنان از خدا، هستی، اسماء و صفات حق و انسان با اصول و جهان بینی خاص جنبه ی نظری دارد ( مطهری، 1373، 14).

توحید یکی از مبانی عرفان نظری و اصول اعتقادی همه ادیان است. وفایی به عنوان یک عالم عارف مسلک و صوفی صافی و خانقاه نشین، حلقه واسط او با خدا از طریق مراد وی است. در اشعارش که در بردارنده ی زیباترین درون مایه­های سلوک عرفانی است، در بیان عرفان نظری در خصوص توحید می­گوید:

یک قطره ز بحر کرم اوست دو عالم                 با کی نبود غرقه ی الطاف خدا را

                                                                                      (وفایی، 1387  : 219)

او در اکثر غزلیاتش اوصاف خداوند را با بیانی لطیف و دلنشین بازگو کرده است:

رو سیاه و، عاصی و، شرمنده­ام                       (یا رحیم ارحم) که روز رحمت است

                                                                                                (وفایی،  1387 : 241)

وفایی به وصال امید دارد و مشاهده ی حضرت حق که ریشه در باورهای کلامی وی دارد  برای او مسجل می­باشد ،چنان که می­گوید:

دارم امید وصال رویت اندر هجر زلف                شب نشانی بخشد آری از طلوع آفتاب

ای که وصلت جان ده صد مرده­ی هجران تو        عیسای معجز نما «یحیی العظام» شیخ و شباب

                                                                                                     ( وفایی ، 1387 : 227 )

وحدت وجود:

او طبق عقیده وحدت وجودی عرفا، خداوند را تنها وجود حقیقی در جهان هستی می­داند که با یک اراده و تجلی ، همه ی موجودات را پدید آورده است و در این خصوص غزل زیبایی دارد که در بخشی از آن آمده است :

ای جمال ذوالجلالت لایزال                           وحدت اندر وحدت اندر وحدت است

                                                                                                (وفایی، 1387: 240)

از دیدگاه عرفا همه پدیده­ها از اصل واحدی سر چشمه گرفته­اند و همه به همان اصل واحد برمی­گردند. وفایی نیز بر این عقیده ی عرفا بوده است.همچنین وفایی بر این باور است که مشاهده چهره ازلی با چشم دل است نه با چشم سر.

به خیال رخ تو دیده­ی من                            می­فشاند هزار چشمه ی گلاب

                                                                                                (وفایی، 1387: 227)

دل مرکز عشق ازلی

از دیدگاه عرفا، دل گرانبهاترین گوهر هستی است. چنان که وفایی نیز برای دل در دفتر عشق ارزش زیاد قائل است و معتقد است که حتی افلاک تاب و تحمل مشاهده ی جلال چنین دلی را ندارند.

من و دل چون وفایی هردو سرگردان و مخموریم  من از چشم می­آلود و دل از گیسوی مشکینت

                                                                                                (وفایی، 1387 : 246)

از دیدگاه وفایی دل بسیار ارزشمند و تجلی­گاه معشوق ازلی و محل حضور حق است:

در ازل سنبل گیسوی ترا شانه زدند                 رقم شیفتگی برمن دیوانه زدند

                                                                                                (وفایی، 1387: 264)

از نظر عرفا معرفت روح جز با مکاشفت از راه دل ممکن نیست و حقیقت انسان در روح جاودانه ی اوست که در قالب جسم به این دنیا آمده تا به کمال برسد و اگر کسی تنها به جسم روی آورد و از تربیت روح غافل شود ، از کمال انسانی و عروج به عالم ملکوت دور خواهد شد و اگر کسی می­خواهد نور الهی را درک کند ، باید خاک شود و این خاک شدن در ویرانه­ها میسر است.

آب شمع رخ تو زلف شب آراست ولی               آتشی بود که در هستی پروانه زدند

خاک شو گر طلب پرتو انوار کنی                    جالب آن است که این فیض به ویرانه زدند

                                                                                                (وفایی، 1387 : 265)

عرفان عملی:

عرفان عملی عبارت است از سیر و سلوک انسان به سوی حق که زیر نظر مرشدی آگاه یا قطب و مراد انجام می­شود سالک در این مرحله دل را از زنگار کدورت نفس پاکیزه می­کند و به زیور حالات و مقامات رحمانی می­آراید و در این سیر از هستی خود جدا می­شود تا به هستی مطلق برسد و پیوسته با یاد خدا زنده، دانا، بینا، شنوا و گویا می­گردد

(سعیدی، 1383: 365).

وفایی در سلک عرفا به شمار می­آید و بر این باور است که تحمل سختی­های راه سیر و سلوک و سیر آفاق، مقدمه­ای برای افزایش آگاهی و شعور عارف است.

سایه سرو گلی گشت مرا دیر مغان                                      نشئه­ی عشق گل آمد به مبارک بادم

پرتو شمع بدیدم چو پروانه ز دور                              با همه سرکشی و کبر به دو جان دادم

خاک دل نیلوفر آسا بزدم برلب آب                            ز آتش مهر برانداخته شد بنیادم

                                                                                                (وفایی، 1387: 271)

یکی از عوامل مهم عرفان عملی در رام ساختن نفس اماره و تثبیت نفس مطمئنه، طاعت و عبادات و طلب مغفرت از حق است. وفایی در این خصوص می­گوید:

به حال من تو ببخشا که هم تو داروی دردی                          به جز تو با که بگویم حدیث درد نهانی

         

قبض و بسط:                                                                                 (وفایی،1387 : 300)

گاهی جان مؤمن را نسیمی خاص از رحمت الهی می­نوازد و سبک بالی خاصی برای او پیش می­آورد یکی از اثرات شناخته شده­ی سلوک الی الله برای همه سالکان، مسأله ی قبض و بسط است.

هر سالکی در مدت سلوک خود دائماً به حالت قبض و بسط که بین ترس و امید است دچار می­شود. وفایی نیز از این امر مستثنی نیست و می­گوید:

سالکان را ناگزیر است از مقام قبض و بسط                            زلف و رویت عاشقان را تا به کی اندر حجاب

                                                                                       (وفایی،1387 : 227)

نتیجه گیری:

وفایی یکی از شاعران و ادبای قرن 12 هجری است. وی با مضمون آفرینی، بیان تمثیلات زیبا و نکته­های دقیق و باریک توانسته در سبک هندی یا اصفهانی به سرایش اشعاری نغز بپردازد. سفر به حجاز و ... آشنایی او با شیخ شمزینی و مریدی شیخ نهری در خلق آثار وی مؤثر بوده است.

تاثیرپذیری وفایی از مضامین عرفانی و نکته­های اخلاقی بسیار حائز اهمیت است و بیانگر روح عرفانی و معنویت گرای وی است. او به زیباترین شیوه در عرفان نظری از توحید،وحدت وجود، عشق عرفانی، دل الهی و غیره سخن گفته است. همچنان که در عرفان عملی به ریاضت درونی قبض و بسط و گریز از تعلقات دنیویی و  غیره اشاره می­کند.

ارادت وفایی به مراد خویش، نشان دهنده ی آن است که مضامین عرفانی در تار و پود اشعار وی تاثیر گذاشته است، اشعار او گنجینه ای از مضامین و اصطلاحات عرفانی و نکات اخلاقی به سبک دوران خویش است.

وفایی نگرش صوفیانه ی زیبایی دارد و شعرهایش در واقع چراغی بر جان دنیای صوفی گری می باشد. او در اشعارش فقط به بیان توصیف ظاهری و تاریخ و گذشته­ یا شیوه ی عملی و فلسفی صوفی گری نمی­پردازد، بلکه شاعر در این اشعار فریاد از سوختن وجودش برمی­آورد.

منابع:

1) احمدی ، جمال . (1395). تاریخ ادبیات کردی از آغاز تا جنگ جهانی اول. چاپ اول. گوتار. سقز.

2) خه زنه دار ،مارف.( 2010م). میژووی ئه ده بی کوردی . جلد چهارم . ئاراس. هه و لیر.

3) دشتی ، علی. (1364). نگاهی به صائب. چاپ سوم. اساطیر. تهران.

4) سابلاخی ، عبدالرحیم. (1387). دیوان وفایی تصحیح محمد قره داغی  . چاپ دوم. آنا . تهران.

5)سعیدی، گا بابا . (1383). فرهنگ اصظلاحات عرفانی ابن عربی. چاپ اول. شفیعی. تهران.

6) قاضی خضری، محمد. (1376). بیره وه ر ییه کانی وه فایی(تحفه المریدین). ترجمه محمد حه مه باقی. سقز

7) مردوخ روحانی ، بابا«شیوا». (1390). تاریخ مشاهیر کرد. جلد دوم. چاپ سوم. سروش . تهران.

                            

آخرین کتاب ها