جایگاه نماز در متون دینی
1397/3/2
نویسنده: دانیال کشتمند
جایگاه نماز در متون دینی
رستگاري به عنوان مهمترين آرمان انساني به معناي رستن از گرفتاري‌ها و موانع و رسيدن به هدف و مطلوب است. مستفاد از آيات شريفه قرآن اين است كه حقيقت رستگاري قرب الهي است كه محل بروز و ظهور آن در جهان آخرت است و هدف از آفرينش انسان هم رسيدن به آن مقام ارجمند است، اما دستيابي به اين درجه نيازمند پیمودن گام‌هايي است كه مهمترين آن ها به صراحت آيات قرآن «نماز» است.

جایگاه نماز در متون دینی

دانیال کشتمند[1]؛ فاطمه محمدی[2]؛ فرشته محمدی[3]

چکیده

رستگاري به عنوان مهمترين آرمان انساني به معناي رستن از گرفتاري‌ها و موانع و رسيدن به هدف و مطلوب است. مستفاد از آيات شريفه قرآن اين است كه حقيقت رستگاري قرب الهي است كه محل بروز و ظهور آن در جهان آخرت است و هدف از آفرينش انسان هم رسيدن به آن مقام ارجمند است، اما دستيابي به اين درجه نيازمند پیمودن گام‌هايي است كه مهمترين آن ها به صراحت آيات قرآن «نماز» است. «نماز» به عنوان شاخص و معیار سبک زندگی اسلامی در وصول به رستگاري، زيباترين جلوه‌ي نيايش، شعر بلند رهايي و پنجره‌اي از برهوت به ملكوت است. نماز پلي از خاك تا افلاك، نقطه پيوستن قطره به دريا، نردبان ترقي و راه مستقيم انسان‌هاست. بهترين وسيله جهت‌يابي مومن و احياگري دين و ارزش‌ها نماز است. در پرتو اين معیار است كه ما مسافران كشتي ابديت چراغي برمي‌افروزيم كه در درياي مواج زندگي،‌ راهنماي رسيدنمان به ساحل امن و آرامش باشد. نوشتار حاضر جستاري در آيات نوراني قرآن كريم و روايات ناب اسلامي در تبيين و تشريح واژه صلاه، اهمیت، شرایط قبولی ،عواقب ترک ،آثار وبرکات وموانع آن به عنوان گام‌هاي اساسي رستگاري انسان است.

واژگان كليدي: رستگاري، نماز ،برکات، شرایط، عواقب.

مقدمه:

روزگار ما، زمانه فروريختگي مرزها و آشوب‌زدگي ذهن‌هاست. مهم‌ترين دغدغه هر انساني، مسايلي است كه با زندگي وي گره خورده است. ترس از مرگ و نيستي، دست‌يابي به آرامش و آسايش پايدار، زندگي جاودانه و مانند آن، كليدي‌ترين مفاهيمي است كه ذهن هر كسي را به خود مشغول مي‌دارد. انسان،‌آرماني بزرگ به نام سعادت و رستگاري دارد و هر كاري را كه در زندگي خود انجام مي‌دهد، براي دستيابي به اين مهم است.

قرآن كريم يگانه ناموس پروردگار است كه عهده‌دار صلاح دين و دنياي جامعه‌ي بشر بوده و يگانه وسيله‌ي تأمين سعادت آنان در همه ادوار زندگي مي‌باشد، و راهنماييست كه هيچ‌گاه پيروان خود را دچار حيرت ننمايد و آنان را در تيرگي و سرگرداني نيفكند، و رابطه متين و محكميست ميان حق و پيروان آن كه هرگز نگسلد. اين يگانه معجزه سفارت كبري و شريعت خالده اسلام كه بهترين مسطوره علم ربوبي بوده، و در همه‌ي شئون زندگاني فردي و اجتماعي عهده‌دار هدايت و سعادت بشر است، و در مسير فلاحت با ترسيم گام‌هايي از بني آدم دعوت به عمل مي‌آورد، تا با تجهيز خود به توشه راه، قله كمال را سالم و بدون دغدغه‌ي سقوط فتح كند. در گام اول از او خواسته، جامه‌ي خود را از ناپاكي‌ها و باطن خود را از رذايل و آلودگي‌ها بپيرايد تا مسير قدم‌هاي بعدي را هموارتر كند. در گام بعدي تأكيد مي‌كند راهنمايي براي خود برگزيند و پيوسته و در همه حال به ياد او باشد و به ياد او مشعل راه را هميشه منّور نگهدارد، تا از افتادن در گودال فلاكت خود را محفوظ بدارد، و بالاخره گام نهايي او را كه جامعي از كمالات ديگر گام‌ها و منتهاي مسير است كرنش و تعظيم در برابر يكتاي بي‌همتا برمي‌شمارد. اينجاست كه سالك خود را از سرگرداني و حيرت مي‌رهاند و به عين اليقين مي‌رسد و درمي‌يابد كه به فناي في الله و بقاي بالله نائل شده است.

بنابراين هر انسان پاك طينت آرزو و ايده‌اي جز رستگاري و خوشبختي نداشته و دوست دارد پايان خوشي را به مثابه حكايت كليله و دمنه و همه داستان‌هاي موفقيت‌آميز بشر بر خود رقم بزند. او در احلام زرين و روياهاي طلايي، در مدينه فاضله، در اشتياق سوزان و عميق خويش در جستجوي اين گمشده خود است، به ديگر سخن تحقق بهروزي، او را به جستجوي راه بر همي گمارد. اما آن چه حائز اهميت است اين كه چگونه گام‌هاي آن را بشناسد و معرفت آن چه سودي براي وي به دنبال خواهد آورد؟ رابطه و پيوند طي اين گام‌ها با دستيابي به رستگاري تا چه ميزان است؟ مهمترين آثار و بركات اهتمام به اين گام‌ها چه چيزهايي هستند؟ چه بسترها و شرايطي بايد فراهم شود تا انسان از فرو رفتن در دام‌ها و مهلكه‌هاي موجود در اين طريق خود را نجات دهد؟ اين پرسش‌ها و امثال آن از عمده‌ترين چالش‌هاي فكري است كه ضرورت پردازش به موضوع اين نوشتار را منجر شده و سبب گشته تا از زواياي مختلف مورد تبيين و تشريح قرار گيرد.

1) صلاة در لغت و اصطلاح

كلمه‌ي «صلوة» از ماده‌ي «صلو» در معاني نيايش، عبادت، نماز، به ياد خدا بودن، دعا، تبريك و تمجيد و ... به كار رفته است.[راغب اصفهاني، مفردات، ص92و91؛ فيّومي، المصباح المنیر، ج2، ص346؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 14، ص 366 و 465 و ...]

در اشتقاق معنوي نام صلوة اختلاف است. برخي گفته است از دعا مشتق شده است و نام بردن از دعا با كلمه «صلوة» در كلام عرب معروف است، بنابراين نماز را به خاطر دعاهايي كه در آن وجود دارد، صلوة ناميده‌اند.[راغب اصفهاني، پیشین، ص491؛ ابن اثير جزري، النهاية، ج2، ص50] برخي گفته اند: نماز از آن جهت كه مشتمل بر رحمت پروردگار است، صلوة ناميده مي‌شود و صلاتي كه از جانب خدا باشد، رحمت و آن كه از جانب فرشتگان باشد، آمرزش خواهي و آن كه از سوي مردم باشد، دعا است.[ابن منظور، لسان العرب، ج14، ص465] برخي نيز گفته‌اند: نماز را از آن جهت كه مشتمل بر كمك‌خواهي از خداست صلوة ناميده‌اند، از آنجا كه وقتي عرب مي‌گويد: «صَلّيتُ العودَ علي النّارِ» منظورش آن است كه چوب يا عصا را به كمك آتش، نرم و راست كردم.[زمخشري، الفائق، ج2، ص257]

گفته شده: واژه فارسي نماز از لفظ پهلوي نماك گرفته شده است و آن هم به نوبه‌ي خود از ريشه‌ي باستاني «نم» به معني خم شدن و تعظيم كردن مأخوذ است كه به تدريج بر معني صلات يا عبادت ويژه مسلمين اطلاق گرديده است. زيرا براساس بعضي از تواريخ، برخي از ايرانيان تازه مسلمان در سال‌هاي حكومت اعراب بر ايرانيان به جاي كلمه صلات از كلمه نماك استفاده مي‌كرده‌اند و هنگام فراخواندن مردم به سوي نماز به جاي «الصلوة» كلمه «النّماك» و به جاي «حيّ علي الصّلوة» جمله بشتابيد به سوي نماك» را به كار مي‌برده‌اند.[خزائلي، احكام قرآن، ص 339 و 338]

واژه نماز (صلاة) در اصطلاح شرع به مجموعه اذكار و حركات خاصّي گويند كه به عنوان ستايش و توجّه بنده به خداوند انجام مي‌گيرد.

تعريف ديگر آن بدين صورت است: نوعي عبادت مخصوص اهل اسلام – عبادت مخصوص مسلمانان – كه به طور وجوب در هر شبانه روز پنج بار اداء مي‌كنند .[معین، فرهنگ فارسی، ص]

    2) اهميّت نماز

منزلت و جايگاه نماز بر هيچ مسلماني پوشيده نيست. در باب اهميّت نماز همين بس كه، ستون محكم دين و يكي از اركان مهم آن است.[برقي، المحاسن، ج1، ص286؛ ابن حيون، دعائم الإسلام، ج1، ص133؛ شيخ طوسي،الأمالي، ص 529؛ ابن أبي جمهور، عوالي اللئالي، ج 1. ص 322 و ...] اوج بندگي انسان كه با دانايي و توانايي و تعالي او همراه است، در قالب نماز شكل مي گيرد، و مجموعه آداب و احكام نماز، اين عبادت را وسيله‌ي ارتباط انسان ضعيف با آفريدگار تواناي جهان هستي مي‌گرداند.

نماز اولين عملي است كه انسان در روز قيامت در مورد آن بازخواست خواهد شد، كه اگر نماز انسان مورد قبول قرار گرفت ساير اعمال وي نيز مقبول، و اگر نمازش فاسد و مردود شد در قيامت زيان‌مند مي‌شود.[كليني،الکافی، ج 6، ص 18؛ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 1، ح 626، ص 208؛ ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي، ج 1، ص 318 و ...] پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند: «الصَّلاة نورٌ؛ نماز نور است».[ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 74؛ ابن ابي جمهور، عوالي اللئالي ، ج 1، ص 104؛‌ نوري، مستدرك الوسائل ، ج 3، ص 92 و ...] نماز در روز قيامت صاحبش را در زير سايه مرحمت خداوند قرار مي‌دهد و نمازگزار در ضمن آن سه گروهي است كه در قيامت خداوند آن ها را از لطف و رحمت خود برخوردار مي‌كنند.[عياشي، تفسير العياشي، ج1، ص155؛ بحرانی، البرهان، ج1،ص560 و...]

نشانه‌ي شأن و منزلت نماز اين است كه خداوند در كتاب مقدس قرآن، هم در كوچكترين سوره آنجا كه مي‌فرمايد: ﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ[کوثر/2] و هم در بزرگترين سوره آنجا كه مي‌فرمايد: ﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ[ بقره/ 3] از آن سخن به ميان آورده است. زنده شدن نماز همان زنده شدن قرآن است؛ زيرا هر نمازگزار بايد در نمازهاي يوميه هفده ركعتي، روزي ده بار سوره حمد را بخواند و چون آن سوره مباركه هفت آيه دارد قهراً هر روز هفتاد آيه قرآن را مي‌خواند و سوره‌ي ديگري را كه بعد از حمد بايد بخواند نيز چند آيه دارد كه اگر فرض كنيم سوره توحيد باشد كه پنج آيه دارد روزي50 آيه مي‌شود؛ بنابراين مجموع آياتي كه نمازگزار در هر شبانه‌روز مي‌خواند در اين صورت120 آيه خواهد بود و تلاوت اين تعداد آيه در هر روز، قرآن را از مهجوريت بيرون آورده و رابطه انسان و قرآن را بيشتر مي‌كند.

 قرآن در آيات ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ[ مؤمنون/ 1 و 2] و ﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ[معارج/ 34]و ﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ[ماعون/4و5]به يك نكته حساسي اشارت دارد و براي نشان دادن اهميت و ضرورت نماز يادآوري مي‌كند كه نماز از نشانه‌هاي شاخص ايمان و اوصاف بارز مؤمنان و اهل ايمان است كه هر كس بدان محافظت و مراقبت كند و با آرامش، خضوع و خشوع آن را انجام بدهد و آداب و شرايط و حدود آن را به دقت رعايت كند به حق از مؤمنان است و رستگار، و اگر اهميّت زيادي بر آن قائل نشود و آن را ترك گويد و يا سستي و مسامحه‌كاري در آن به خرج دهد از گروه مؤمنين خارج است. قرآن همچنين در آيات ﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا[طه/ 132] ، ﴿رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي[ابراهيم/40]و﴿يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ[لقمان/ 17]تصريح مي‌كند كه به علت اهميت و نقش سازنده‌ي نماز در جامعه و در روح و روان انسان، نه تنها انسان بايد خود بدان مواظبت كند بلكه فرزندان و وابستگان او نيز از نمازگزاران بوده و در صف نمازگزاران باشد. چنانچه حضرت ابراهيم (عليه السّلام) عاجزانه و مضرانه از خدا مي‌خواهد كه او و نسل او را از نمازگزاران قرار دهد، و نيز لقمان حكيم فرزند خويش را با خطاب شفقّت آميز و پدرانه نصيحت مي‌كند و او را به برپا داشتن نماز دعوت مي‌كند.

در آموزه‌هاي اسلامي نيز از ائمه معصومين (عليهم‌السّلام) درباره نماز و نقش كليدي آن سفارش هاي فراواني در دسترس است، آن حضرات بزرگوار چون خود همواره در سراسر عمر نماز را به پا داشته‌اند، آداب و احكام و خصوصيات لازم نماز را با عبارت‌هاي مختلف، و در موارد متعدد با بيان‌هاي گوناگون بيان فرموده‌اند. از جمله در روايتي پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) چنين فرموده‌اند:

«مَوضَعَ الصَّلَوةُ مِنَ الدِّينِ كَموضِع الرّأسُ مِنَ الجَسَدِ؛ مقام نماز نسبت به دين هم چون مقام سر نسبت به تن است». [قضاعي، شرح فارسي شهاب الأخبار، ح209، ص87؛ پاينده، نهج الفصاحه، ح3075، ص778]

امير مؤمنان علي (عليه السّلام) مي‌فرمايند: «سِتٌ مِنْ قَواعِدِ الدِّينِ: اِخلاصُ اليَقينِ، وَ نُصْحُ المُسلِمينَ، وَ اِقامَةُ الصَّلوةِ، وَ اِيتَاءُ الزَّكوةِ، وَ حِجُّ البَيتِ، وَ الزُّهْدُ فِي الدُّنيا».[ليثي واقدي، عیون الحکم و المواعظ، ح 5183، ص 287؛ تميمي آمدي، تصنيف غررالحكم، ح 1394، ص 85]. در روايت ديگري از آن حضرت چنين آمده است: «اللهَ اللهَ فِي الصَّلاةِ فَاِنَّها خَيرُ العَمَلِ اِنَّها عِمادُ دِينِكُمْ».[ابن شعبه حرّاني، تحف العقول، ص198؛ شيخ طوسي، تهذيب الاحكام، ج 9، ص 177؛ صدوق ، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 190 و ... ]

از جمله جهات اهميت نماز، يكي پيوند آن با اصول دين است كه در آن با گفتن عبارات «أَشْهَدُ اَنَّ لا اِله الاَّ الله» و «اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ و رَسُولُ» در تشهد و «مالِكِ يَومِ الدِّين» در سوره حمد، به سه اصل اعتقادي توحيد، نبوت و معاد اقرار مي‌كنيم. و ديگري اداء شكر نعمت است. به اين كه اين عبادت در برابر نعمت‌هاي بي‌شماري كه خداوند به ما ارزاني داشته، سپاسگزاري و نمک‌شناسي و خلاصه شكر نعمت محسوب مي‌شود. چنانكه خداوند در سوره کوثر به شکرانه عطای کوثر به پیامبر، از او طلبیده نماز بگذارد و می فرماید:﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ.[کوثر/2]

3) شرايط قبولي نماز

پذيرفته شدن نماز نيازمند پايبندي به شروطي است كه اهمّ آنها در موارد ذيل خلاصه مي‌شود:

  الف)پرهيز از هوا و هوس‌ها:﴿اذا تُتلي عُليهِمْ آياتُ الرَّحمنِ خَرّوا سُجَّداً وَ بُكيّاً.[ مريم/ 58]

  ب)پيوسته به ياد خدا بودن: ﴿رِجَالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ.[ نور/ 37]

ج)به ياد آوردن عظمت خدا در هنگام نماز:از مهمترين شروط قبولي و پذيرفته شدن نماز اين است كه نمازگزار در هنگام نماز، عظمت خدا را به ياد بياورد. انسان هر چه بيشتر موفق به درك عظمت خدا گردد تواضعش در مقابل ذات اقدس احديت بيشتر خواهد شد و به كوچكي و ناچيزي خود پي خواهد برد. در روايتي از امام صادق (عليه السّلام) در اين باره چنين آمده است:

خداي تعالي به حضرت موسي (عليه السلام) فرمود: آيا مي داني چرا براي تكلّم با خودم [از ميان بندگانم] تو را برگزيدم و ديگري را از اين مقام و مرتبت بهره‌مند نكردم؟ عرض كرد نمي‌دانم خدايا، خطاب رسيد: به جهت آن كه نظر كردم به قلوب بندگانم و ظاهر و باطن همه آن ها را ديدم و در ميان ايشان كسي را مانند تو كه تواضعش براي بيشتر از تو باشد و خود را در پيشگاه ما ذليل بداند و بعد از نماز صورت خود را براي اظهار عظمت خدا و عجز و بندگي خود روي خاك بگذارد، نيافتم.[صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 57]

 د) انفاق و خدمت به خلق: انسان همانگونه كه بايد در پيشگاه متواضع باشد، بايد به بندگان خدا هم بزرگي نفروشد و به آن ها خدمت كند، مثلاً اگر گرسنه‌اي را ديد كه توان سير كردن شكم خود را ندارد، ‌او را اطعام كند، و اين خود يكي از مصاديق زكات است. زكات در اصطلاح قرآن، فقط آن زكات واجبي كه به اموال خاصي تعلق مي‌گيرد نيست، بلكه مفهوم زكات در قرآن عام و شامل زكات واجب و زكات مستحب و به طور كلي مقصود از آن انفاق در راه خداست.[ر.ک: طباطبايي، المیزان، ج 6، ص 12]

در قرآن نماز و زكات در 28مورد كنار هم آمده‌اند و تأكيد شده در كنار توجه به خدا، توجه به خلق خدا نيز صورت گيرد. چنانچه قرآن از زبان حضرت عيسي (عليه السّلام) بازگويي كرده و فرموده است:﴿وَ اَوصانِي بالصَّلاةِ والزَّكاةِ مادُمتُ حَيّاً[مريم/ 31]،كه نشان مي‌دهد اهميت انفاق در راه خدا به مستمندان تا چه حد مي‌تواند در كيفيت قبولي نماز تأثير گذار باشد.

    4)آثار و بركات نماز

بهترين و عالي‌ترين شعار ديني نماز است كه بند و علاقه انسان را از همه چيز مي‌برد و به خدا مي‌پيوندد. نماز واقعي و زنده در تربيت و سازندگي انسان و جامعه و اصلاح آن، آثار و خواص گوناگون فردي، اجتماعي، روحي و اخلاقي دارد كه اهمّ آن ها به گواهي آيات قرآن و روايات گهربار ائمه معصومين (علهيم السّلام) به قرار ذيل مي‌باشند:

 الف) نماز بازدارنده از بدي‌ها و زشتي‌ها است: ﴿ ... وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ.[ عنکبوت/ 45]

پيامبر اكرم (ص) در اين باره فرموده‌اند: «مَنْ لَمْ تَنهَهُ صَلاتَهُ عَنِ الفَحشَاءِ وَ المُنكَرِ لَم يَزدَدَ مِنَ اللِه اِلاّ بُعداً ».[ قضاعي، شرح فارسي شهاب الأخبار، ج 390، ص 215؛ مجلسي، بحارالأنوار، ج79، ص 198؛ قمي مشهدي، تفسير كنزالدقائق ، ج10، ص 149؛ پاينده، نهج الفصاحه، ح 2822، ص 736]. در حديث ديگري از آن حضرت چنين آمده: «لا صَلاةَ لِمَن يُطِعِ الصَلاةَ، وَ طاعَةُ الصَّلاةِ اِن يَنتَهيَ عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنكَرِ».[مجلسي، بحار الانوار. ج 79، ص 198؛ قمي مشهدي، تفسير كنزالدقائق ، ج 10، ص 149؛ عروسي حويزي، نورالثقلین، ج4، ص 161]

امام صادق (عليه السّلام) مي‌فرمايند: «مَن اَحَبَّ اَن يَعلَمَ اَقُبِلَت صَلاتَهُ أم لَم تُقبَل؟ فَليَنظُر: هَل مَنَعَتهُ صَلاتُهُ عَنِ الفَحشَاءِ و المُنكَرِ؟ فَبِقَدرِ مَامَنَعَتهُ قُبِلَت مِنهُ!».[ طبرسي، مجمع‌البيان ، ج8، ص 448؛ قمي مشهدي، تفسیر كنزالدقائق ، ج 10،ص 149]

     ب) نماز سدّي در برابر گناهان است:﴿وَأَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ.[ هود/ 114]

     ج) نماز ذكر خداست:﴿وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ[ عنكبوت/ 45]و﴿... إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ.[ جمعه/ 9]

     د) نماز شيطان زداست: ﴿وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ﴾.[زخرف/ 36]

پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) مي‌فرمايند: «الصَّلاةُ تُسَوِّدُ وَجْهُ الشَيطانَ؛ نماز چهره شيطان را سياه مي‌كند».[ پاينده،نهج الفصاحه، ح 1877. ص 550]

امير المؤمنين علي (عليه السّلام) مي‌فرمايند: «الصَّلاةُ حِصنٌ مِنْ سَطَواتِ الشَّيطانِ؛ نماز قلعه محكمي در مقابل آسيب‌هاي شيطان است».[ ليثي واقدي، عیون الحکم و المواعظ، ح 1681، ص 66]. و نيز آن حضرت فرموده اند: «الصَّلاةُ حِصنُ الرَّحْمنِ وَ مِدْحَرَةُ الشَّيطان؛ نماز قلعه و دژ محكم خداوند رحمان و وسيلة راندن و دور كردن شيطان است».[ تميمي آمدي، تصنيف غررالحكم ودررالکلم، ج 3342، ص 175]

 ه)فلاحت و رستگاري نهایی در پرتو نماز است:﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى[اعلی/14و15],﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ.[ مؤمنون / 3-1]

و) نماز تكبر شكن است: بهترين وسيله براي شكستن كبر و خودبيني،‌ نماز است. در روايات از امام علي (عليه السّلام) و فاطمه زهرا (سلام الله عليها) چنين آمده است: «فَرَضَ اللهُ الاِيمانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِركِ وَ الصَّلوةَ تَنزِيهاً عَنِ الكِبْرِ».[ تميمي آمدي، غرر الحكم ودررالحکم، ص 488؛ فيض كاشاني، الوافی، ج5. ص 1065؛ هاشمي خوئي، منهاج البراعه ،ج 21، ص 318 و ...]

5) آفات و موانع نماز

در راه حركت انسان به سوي نماز، اين واقعيت پربركت الهي، موانعي هست كه لازم است نمازگزار عاشق، با ‌تمام وجود با اين موانع به مبارزه برخيزد، سستي در مقابل اين موانع، انسان را از فيض با عظمت نماز باز داشته و از رحمت حضرت حق محروم مي‌كند. اين آفات و موانع كه عامل اصلي عدم ترتبّ آثار و بركات در زندگي نمازگزاران به شمار مي‌روند به قرار ذيل مي‌باشند:

الف) تبعيت از شيطان:﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأنْصَابُ وَالأزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ.[ مائده/ 91 و 90]

قرآن به صراحت مي‌گويد: هركس شيطان را به جاي خداوند به عنوان وليّ و سرپرست خود انتخاب كند زيان آشكاري كرده است، ﴿وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا[ نساء/ آيه 119 و سرنوشت نهايي پيروان شيطان را چنين بازگو كرده: ﴿أُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا.[ نساء/ آيه 121]

پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) مي‌فرمايند: «لايَزالُ الشَّيطانَ ذَعِرَاً مِنَ المُؤمِنِ ما حافِظَ عَلَي صَلَواتِ الخَمْسِ فَإذا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّاً عَلَيهِ فَأدْخَلَهُ فِي العظائِمِ».[ برقي، المحاسن، ج 1، ح 12، ص 82؛ کلینی، الکافی، ج 3، ص ‌269؛ ابن اشعث ، الجعفريات (الأشعثيات)، ص 39؛ صدوق، عيون اخبار الرضا (ع) ، ج 2، ح 21، ص 28 و ...  ]

   ب) تكيه كردن به صورت ظاهري نماز: ﴿فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ.[ماعون/5 و4]

اميرمؤمنان علي (عليه السّلام) مي‌فرمايند: «لَيْسَ عَمَلٌ اَحَبَّ اِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الصَّلوةِ فَلايَشْغَلَنَّكُمْ عَنْ اَوْقاتِهَا شَيءٌ مِنْ اُمُورِ الدُّنيا فَإنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ اَقَواماً فَقالَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ يعني اِنَّهُم غافِلُونَ اسَتَهانُوا بِأَوقاتِها».[ صدوق، الخصال، ج 2 ص 621؛ ليثي واقدي، عیون الحکم و المواعظ، ح 7007. ص 412 و ...]

    ج)استخفاف و سبك شمردم نماز: پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم) فرموده‌اند: «لَيسَ مِنّي مَنِ اسْتَخْفَفَ بِصَلاتِهِ لايَرِدُ عَلّيَ الحَوضَ لا وَاللهِ؛ كسي كه نمازش را كوچك شمارد  از من نيست، نه، به خدا سوگند! بر حوض كوثر بر من وارد نشود».[ كليني، الکافی، ج 6، ص 19؛ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ح 617، ص 206؛ همو. المقنع، ص 73؛ ابن طاووس، فلاح السائل ، ص 127 و ...]. آن حضرت در حديثي ديگر فرموده‌اند: «لاتَنالَ شَفاعَتِيِ مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلاتِهِ وَ لايَرِدُ عَليَّ الحَوضَ لا وَاللهِ».[فتال نيشابوري،روضة الواعظین، ج 2، ص 319؛‌ مجلسي،. بحارالانوار، ج 80، ص 22]

اين روايت از امام صادق (عليه السّلام) معروف است كه در آخرين لحظات عمر شريفش دستور دادند كه همه اهل بيتش اطراف او جمع شوند وقتي همه آمدن به عنوان آخرين وصيّت فرمودند: «اِنَّ شَفَاعَتَنَا لاتَنَالَ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلاةِ ».[ برقي،المحاسن، ج1، ص 80؛ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج1، ح618، ص 206؛ همو، الامالي، مجلس 33. ص 484 و ...]

6) عواقب ترك نماز

از آنجا كه اداي نماز به باشكوه‌ترين وجه، آثار و بركات فراواني براي فرد نمازگزار دارد، در مقابل ترك نماز نيز، تبعاتي شوم به همراه دارد و تاركين نماز فرجامي بد خواهند داشت. بارزترين تبعات و عواقب ترك نماز را مي‌توان در موارد ذيل خلاصه كرد:

     الف) قطع رابطه با خداوند:چنانکه رسول اکرم (ص ) در این باره مي‌فرمايند: «مَنْ تَرَكَ الصَلاةَ مُتَعمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنَ ذِمَّةِ اللهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِ اللهِ».[ كليني، الکافی، ج 2، ص 287 و ج 3، ص 705؛ صدوق، من لايحضره الفقيه. ج 3، ح 4932، ص 562؛ همو. عيون اخبار الرضا (ع)،‌ ج 1، ص 287؛ ديلمي، ارشاد القلوب، ج 1، ص 177 و ... ]

تارك نماز كافر خدا بوده و از دسته‌ي مسلمين خارج است. چنانكه پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند: «مَنْ تَرَكَ الصَّلاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَرَ ».[ ابن أبي جمهور، عوالي اللئالي، ج 2، ح 36، ص 224؛ مجلسي، مرآة العقول، ج 10،ص 20]. و نيز فرموده‌اند: «بَينَ العَبْدِ و بَينَ الكُفْرِ تَرْكُ الصَّلاةِ ».[ قضاعي، شرح فارسي شهاب الأخبار، ص 87؛ شعيري، جامع الأخبار، ص 74؛ حافظ برسي،  مشارق انوار اليقين، ص 335 و ... ]    

ب)انهدام دين: اين سخن صريح و روشن پيامبر اكرم (صلّي الله عليه وآله وسلّم است) كه فرموده‌اند: «الصَّلاةُ عَمُودُ الدِّينِ فَمَنْ تَرَكَها فَقَدْ هَدَم الدِّينَ ».[ ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 10، ص 206؛ ابن ابي جمهور، عوالی الّلئالی، ج 1، ح 55. ص 322 و ...]

ج) گناه بودن استعانت بر تارك نماز: رسول گرامي خدا كه خود الگوي اخلاق اسلامي بوده در بياني تهديد‌آميز فرموده‌اند: «مَنْ اَعانَ عَلَي تَارِكِ الصَّلاةِ بِلُقْمَةٍ أوْ كِسْوَةٍ فَكَأنَّما قَتَلَ سَبْعَيْنَ نَبيّاً أَوَّلُهُمْ آدَمٌ و آخِرَهَم مُحَمّدٌ».[ شعيري، جامع الأخبار، ص 74]

نتيجه گيري:

اسلام برای زندگی آدمی را ه ها و قوانینی را مشخص کرده است که نقش مهمی در بروز رفتارهای بهتر و هدفمندتر در انسان داشته و زمینه ی موفقیت او را فراهم می سازدهر چند مسأله سعادت و رستگاري بشر از نگاه انواع مكاتب بشري، حائز اهميت بوده است، اما قرآن كريم به عنوان كتاب انسان و انسان سازي برخلاف ساير مكاتب يك تعريف مشخص و حساب شده‌اي از فلاحت انسان دارد، يعني ضمن اينكه سعادت دنيا را مدنظر دارد، نگاه عمومي و كلان به آن طرف قضيه هم دارد و خوشبختي انسان در ابديت او تعريف كرده است. به عبارت ديگر، نگاه قرآن به زندگي دنيا يك نگاه مدرسه گونه و يا محيط دانشگاهي است كه افراد بشر به تدريج وارد اين زندگي مي‌شوند، دوره مي‌بينند و تحت تعاليم انبياء الهي و شريعت نوراني خداي رحمان قرار مي‌گيرند و با عمل به دين مبين الهي درجات خودشان را براي رستگاري حيات ابدي رقم مي‌زنند.

با اين كه قرآن گام‌هاي متعددي را براي دستيابي به فلاحت و رستگاري بر انسان ترسيم كرده است، اما به نظر مي‌رسد اصلي‌ترين و اساسي‌ترين اين گام‌ها، به صراحت آيات قرآن نماز است كه در پرتو آن ها پيمودن ساير گام‌ها ميسر شده و وصول به آن ها سهل و آسان مي‌شود.

گام نهايي سالك طريق الي الله در دستيابي به فلاحت و برخورداري از سعادت و خوشبختي «نماز» است. نماز بُراق عروج و رمز وصول است كه در پرتو آن نعمت يقين حاصل مي‌شود. در حال نماز سير ظاهري با سير معنوي تطابق مي‌كند. برنامه نماز بهترين برنامه و دستوريست براي ارتباط بنده با خداي مهربان. از اعمال و حالات انسان چيزي كه به اندازه «نماز» لذت‌بخش و فرح‌اور باشد، نيست. نماز به عنوان بزرگترين ذكر ، برترين عبادت آدمي و شاخص ومعیارسبک زندگی اسلامی،‌ نقش اساسي در رستگاري انسان ايفاء مي‌كند، تا آن جا كه رستگاري وتحقق سبک زندگی اسلامی بدون اهتمام به نماز به هيچ وجه امكان‌پذير نيست.

منابع:

  1. قرآن كريم
  2. نهج‌البلاغه. شريف رضي، محمد بن حسين.‌قم: نشر هجرت.اول: 1414ه. ق.
  3. ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبة الله. شرح نهج البلاغه لإبن ابي الحديد. محقّق / مصحّح: محمد ابوالفضل ابراهيم.‌ قم: مكتبة آية الله العظمي المرعشي النّجفي. اول:1404ه. ق.
  4. ابن ابي جمهور، محمد بن زين الدين. عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية. محقق / مصحّح: مجتبي عراقي. قم: دار سيد الشهداء للنشر.اول: 1405ه.ق.
  5. ابن اثير جزري، مبارك بن محّمد. النهاية في غريب الحديث و الأثر. محقّق / مصحّح: محمّد طنطاوي. قم: مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان. چهارم:1367 ش.
  6. ابن اشعث، محمد بن محمد. الجعفريات (الأشعثيات). تهران: مكتبة النينوي الحديثة.اول: [بي‌تا].
  7. ابن حيّون، نعمان بن محمد مغربي. دعائم الإسلام و ذكر الجلال و الحرام و القضايا و الأحكام. محقّق / مصحّح: آصف فيضي. قم: مؤسسه آل البيت علیه السّلام. دوم:1385 ه.ق.
  8. ابن شعبه حرّاني، حسن بن علي. تحف العقول عن آل رسول صلّی الله علیه وآله وسلّم. محقّق / مصحّح: علي اكبر غفاري. قم: جامعه مدرسين.دوم: 1404ه. ق. 
  9. ابن طاووس، علي بن موسي. فلاح السائل و نجاح المسائل. قم: بوستان كتاب.اول: 1406 ه.ق.
  10. ابن منظور، محمد بن مكرم. لسان العرب. محقّق / مصحّح: جمال الدّين مير دامادي. بيروت: دالفكر للطباعة – دارصادر.سوم: 1414 ه.ق.
  11. بحراني، سيد هاشم. البرهان في تفسير القرآن. تحقيق: قسم الدّراسات الإسلامية. مؤسسة البعثة. تهران: بنياد بعثت اول: 1416 ه.ق.
  12. برقي،‌ احمد بن محمد بن خالد. المحاسن. قم:‌ دارالكتب الإسلامية.دوم: 1371 ه.ق.
  13. پاينده، ابوالقاسم. نهج الفصاحه. تهران: دنياي دانش.چهارم: 1382ش.
  14. تميمي آمدي، عبدالواحد بن محمد. تصنيف غررالحكم و دررالكلم. محقّق / مصحّح: مصطفي درايتي. قم: نشر دفتر تبليغات.اول: 1366 ش.
  15. حافظ برسي، رجب بن محمد. مشارق انوار اليقين في أسرار اميرالمؤمنين علیه السّلام. محقّق / مصحّح: علي عاشور. بيروت: نشر أعلمي.اول: 1422 ق.
  16. خزائلي، محمد، احكام قرآن. [بي‌جا]: سازمان چاپ و انتشارات جاويدان.اول: 1353ش.
  17. ديلمي، حسن بن محمد. ارشاد القلوب إلي الصواب. قم: الشريف الرضي.اول: 1412ه.ق.
  18. راغب اصفهاني، حسين بن محمد بن فضل. مفردات الفاظ قرآن. محقّق / مصحّح: صفوان عدنان داوودي. بيروت – دمشق: دارالقلم – الدار الشامية. اول: 1412ه.ق.
  19. زمخشري، محمود بن عمر. اساس البلاغة. بيروت: دار صادراول: 1979م.
  20. شعيري، محمد بن محمد. جامع الأخبار. نجف: مطبعة حيدرية. اول: [بي‌تا].
  21.  صدوق، محمد بن علي بن بابويه،‌. الامالي الصدوق، محمد بن علی بن بابویه. بیروت: اعلمی. پنجم : 1400ه.ق
  22. ____________________،الخصال. محقّق / مصحّح: علي اكبر غفاري و محمد آخوندي. تهران: دارالكتب الإسلامية.چهارم: 1407ه.ق.
  23. ــــــــــــــــــــــــــــــــ، عيون اخبار الرضا علیه السّلام. محقّق / مصحّح: مهدي لاجوردي. تهران. نشر جهان. اول: 1378ق.
  24. ــــــــــــــــــــــــــــــــ، علل الشرائع. قم: كتابفروشي داوري. اول: 1385ش.
  25. ــــــــــــــــــــــــــــــــ، المقنع. قم: مؤسسه امام مهدي (عج). اول: 1415ه.ق.
  26. ــــــــــــــــــــــــــــــــ، من لايحضره الفقيه. محقّق / مصحّح: علي اكبر غفاري. قم: دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم . دوم: 1413ه.ق.
  27. طباطبايي، محمدحسين. الميزان في تفسير القرآن. مترجم: سيد محمد باقر موسوي همداني.‌ قم: دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين حوزه علميه قم. پنجم: 1374ش.
  28. طبرسي، فضل بن حسن. مجمع البيان في تفسير القرآن. تحقيق: با مقدمه‌ي محمد جواد بلاغي. تهران. انتشارات ناصر خسرو. سوم: 1372ش.
  29. طوسي (شيح)، محمد بن الحسن. الأمالي. محقّق / مصحّح: مؤسسة البعثة. قم: دارالثقافة. اول: 1414ه.ق.
  30. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ،‌ تهذيب الأحكام. محقّق / مصحّح: حسن الموسوي خراسان. تهران: دارالكتب الإسلامية. چهارم: 1407ه.ق.
  31. عروسي حويزي، عبدعلي بن جمعه. تفسير نورالثقلين. تحقيق: سيد هاشم رسولي محلاتي. قم: انتشارات اسماعيليان. چهارم: 1415ه.ق.
  32. عياشي، محمدبن مسعود. تفسير العياشي. محقّق / مصحّح: سيد هاشم رسولي محلاتي. تهران: المطبعة العلمية. اول: 1380ه.ق.
  33. فيض كاشاني، محمدمحسن بن شاه مرتضي. الوافي. اصفهان: كتابخانه امير المؤمنين علیه السّلام. اول: 1406ه.ق.
  34. فيّومي، احمد بن محمد. المصباح المنير في غريب الشرح الكبير. مؤسسه دارالهجرة. دوم: 1414ه.ق.
  35. قضاعي، محمدبن سلامة. شرح فارسي شهاب الأخبار. محقّق / مصحّح: جلال الدين حسيني ارموي. تهران: مركز انتشارات علمي و فرهنگي. اول: 1361ش.
  36. قمي مشهدي، محمدبن محمدرضا،. تفسير كنزالدقائق و بحرالغرائب. تحقيق: حسين درگاهي. تهران، نشر سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي، 1368 ش، چاپ اول.
  37. كليني، محمدبن يعقوب بن اسحاق. الكافي. محقّق / مصحّح: علي اكبر غفاري و محمد آخوندي. تهران: دارالكتب الإسلامية. چهارم: 1407ه.ق.
  38. ليثي واقدي، علي بن محمد. عيون الحكم و المواعظ. محقّق / مصحّح: حسين حسني بيرجندي. قم: دارالحديث. اول: 1376ش.
  39. مجلسي، محمدباقر بن محمدتقي. بحارالانوار الجامعة لدر أخبار الائمة الأطهار علیه السّلام. بيروت: داراحياء التراث العربي. دوم: 1403ه.ق.
  40. ـــــــــــــــــــــــــــــــ، مرآة العقول في شرح اخبار الرسول. محقّق / مصحّح: سيد هاشم رسولي محلاتي. تهران: دارالكتب الإسلامية. دوم :1404ه.ق.
  41. معین،محمد.فرهنگ فارسی (معین) .تهران :امیرکبیر .نهم/دهم :1375
  42. نوري، حسين بن محمدتقي. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل. محقّق / مصحّح: موسسه آل البيت علیه السّلام. قم: مؤسسه آل البيت علیه السّلام. اول: 1408ه.ق.
  43. هاشمي خويي، ميرزا حبيب الله. منهاج البراعة في شرح نهج البلاغه. ترجمه: حسن حسن زاده آملي و محمدباقر كمرهاي. تهران: مكتبة الإسلامية.چهارم: 1400ق.

[1]کارشناس ارشد الهیات و معارف اسلامی- فقه و مبانی حقوق اسلامی.

[2]کارشناس ارشد علوم قرآن مجید، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم.

[3]کارشناس ارشد علوم قرآن مجید، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم.

 


آخرین کتاب ها