مبانی دینی جایگاه و نقش جوانان در ایجاد تمدن اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب
1398/4/10
گام دوم انقلاب
مبانی دینی جایگاه و نقش جوانان در ایجاد تمدن اسلامی در بیانیه گام دوم انقلاب
چکیده: بیانیه «گام دوم انقلاب اسلامی» بعد از جشن پیروزی چهل سالگی انقلاب و پس از ۲۲ بهمن از سوی رهبر معظم انقلاب منتشر شد؛ معظم‌له در این بیانیه رهنمود‌هایی را در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح کردند که بخشی‌هایی از آن به نقش جوانان در آینده پرداخته شده است ؛ در اسلام وظایف جوانان بسیار پر اهمیت است ، به همین دلیل مقام معظم رهبری در برنامه راهبردی و تمدنی چهل ساله دوم برای اجرای هفت راهبرد مهم بیانیه نقش جوانان را بسیار مهم بیان داشته است ، در این مقال به تحلیلی کوتاه در مورد جایگاه و نقش جوانان با توجه به مبانی دینی در ترویج و ایجاد تمدن اسلامی می پردازیم. کلمات کلیدی: مقام معظم رهبری،بیانیه گام دوم انقلاب،جوانان، تمدن اسلامی

بیانیه گام دوم انقلاب  تجدید مطلعی است خطاب به ملت ایران و به‌ویژه جوانان که به ‌مثابه منشوری برای «دومین مرحله‌ی خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی» خواهد بود و «فصل جدید زندگی جمهوری اسلامی» را رقم خواهد زد.

جوانان محور اصلی این بیانیه هستند و رهبر انقلاب برای گام دوم ماموریت‌هایی از جمله تلاش برای توسعه و گسترش علم و پژوهش، معنویّت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزّت ملّی و روابط خارجی و مرزبندی با دشمن و سبک زندگی به آن‌ها دادند.

ایشان به نسل جوان اعتماد و اعتقاد ویژه‌ای دارند و معتقدند که آینده انقلاب و ایران با تلاش و کوشش این قشر رقم می‌خورد و محور تحقق نظام پیشرفته‌ی اسلامی جوانان هستند.

در متن بیانیه 18 بار لفظ جوانان و 8 بار لغت جوان از کلام رهبر انقلاب جاری شده که نشان نگاه ویژه و انتظار از نسل جوان از طرف معظم له می باشد.

در یکی از بندها به این مهم چنین توجه می فرمایند:

باید به جوانان اعتماد ویژه‌ای داشت/ جوانان هم خود را برای نقش آفرینی و انجام وظیفه در کشور آماده کنند.

جوانان دارای همت بلند و امیدوار، هوشیاری، سرعت عمل، ابتکار، عمل جهادی، روحیه انقلابی، برادری و ایثار، همراه با ذکر و دعا و پاسداری از عظمت و هیبت الهی و شجاع در برابر متکبر و مستکبر، حماسه آفرین، عدالت دوست، استوار، مسئولیت پذیر، فعال، پیشگام، تسخیرکننده قله های علمی، ناکام ساز دشمن و آماده برداشتن گام های بلند، فعال در میدان های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، بین المللی، در عرصه ی دین و اخلاق ومعنویت، با درس گرفتن از تجربه ها، و با نگاه انقلابی و جهادی مانع ویژه خواران، دشمن فریب کاران و حامی مستضعفان هستند و می توانند برای مقابله با سبک زندگی غربی گام های بلندی بردارند.

از ابتدای انقلاب جوانان همواره به نقش آفرینی پرداخته اند و هر زمان که به آن‌ها اعتماد و فرصتی داده شد، حماسه‌ها و افتخارات بسیاری برای کشور آفریده شد.

به نظر می‌رسد که نسل اول انقلاب از این سرمایه عظیم غافل مانده و ادامه این روند چالش‌هایی را برای کشور ایجاد می‌کند.

در جای دیگر تاکید می نمایند که :

نسل جوان  کشور را به سوی یک جامعه آرمانی پیش ببرد.

مقام معظم رهبری شناخت و اعتماد ویژه‌ای به جوانان داشته و در اغلب بیاناتشان به حضور آنان در عرصه‌های مهم کشور تاکید خاصی دارند، ایشان معتقدند که نسل جوان امروز کشور مؤمن، انقلابی و مقید هستند که باید آینده انقلاب اسلامی به دست آنان سپرده شود.

 برای پیروزی و سربلندی در چهل ساله دوم انقلاب دستاورد‌ها و زیربنا‌های لازم فراهم شده و این وظیفه جوانان کشور است که کشور را به سوی یک جامعه آرمانی که با حکومتی اسلامی مطابقت دارد، پیش ببرند.

جوانان دانشمند و صاحب نظر ما در زمینه رشد علمی از دشمنان سبقت گرفته‌اند، لذا وظیفه جوانان این است که با شناخت دقیق از دشمن مرز جمهوری اسلامی را با آن‌ها مشخص کنند.

معظم له در جاهای مختلف بارها تاکید نموده است که:

نباید از سپردن مسائل مهم کشور به جوانان ترسید/ هنوز فرصتی به جوانان داده نشده است.

دولت‌ها همواره شعار جوانگرایی سر می‌دهند و بعضا هم اقداماتی در این زمنیه صورت می‌گیرد، اما معتقدیم که چندان راضی کننده نیست.

 باید به صورت جدی در کشور با تکیه بر نیرو‌های جوان کشور به صورت جدی کادرسازی صورت بگیرد.

اکنون در بسیاری از مجموعه‌های کشور جوانان انقلابی و نخبه‌ای وجود دارند و می‌توانند آینده درخشانی برای کشور رقم بزنند، اما هنوز فرصتی به آن‌ها داده نشده است و معتقدیم که دولت باید عرصه را برای حضور چنین نخبگانی که می‌توانند در آینده ایران نقش داده باشند، فراهم کند.

نباید از سپردن مسائل مهم کشور به جوانان ترسید، چراکه تجربه نشان داده هر زمان در عرصه‌های مهم به آن‌ها اعتماد کردیم، موفق عمل کرده‌اند.

با توجه به ظرفیت‌های داخلی و جوانان متخصص کشور باید در گام دوم انقلاب کشور را به کمک نسل جدید به شرایط بهتری برسانیم و از این مرحله عبور کنیم.

جوانان موتور محرکه نظام هستند و اگر بخواهیم بر مبنای بیانات مقام معظم رهبری عمل کنیم باید به آن‌ها میدان داده و در جهت رشد کشور در گام دوم انقلاب استفاده کنیم.

بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان راهبرد جدید با بهره گیری از تجربه گذشته، چراغ راه پیشرفت آینده کشور برای مردم و مسئولان است، درست است که جوانان مخاطب و محور اصلی بیانات معظم‌له  در این بیانیه هستند، اما به معنای آن نیست که نسل گذشته که تجربه چهل سال انقلاب را دارند کنار گذاشته شده و و از تجارب آنها استفاده نشود؛ بلکه جوانان باید برای تحقق آرمان‌های جمهوری اسلامی و ماموریت‌های رهبر انقلاب برای آینده کشور از گذشتگان بیاموزند و تجاربشان استفاده کنند.

جوانی و مسولیت ها

قرآن در كنار گزارش‏ها از احساس و رفتار جوان، قضاوت صریح‏ترى نیز دارد كه در آن از دوره جوانى به دوره «شدّت» و «قوت» تعبیر مى‏كند. دوره‏اى كه از دو طرف در محاصره ضعف و ناتوانى مى‏باشد و در آن، تمایل به آرمان‏ها و آرزوهاى ارزشمند و ارج گذارى به حقوق والدین تجلى مى‏یابد:

«اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَیْبَةً یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ» (روم /54)

«خدا همان كسى است كه شما را آفرید، در حالى كه ضعیف بودید، سپس بعد از ناتوانى قوت بخشید. پس از آن ضعف و پیرى قرار داد، او هر چه بخواهد، مى‏آفریند و دانا و تواناست».

اگر به تاريخ و وقايع صدر اسلام و چگونگي شکل گيري نظام اجتماعي آن بازگرديم ، به خوبي مشخص مي شود که بناي اوليه ي اين دين با اتکاء بر همين جوانان شکل گرفته است ، بدين ترتيب که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم در ابتداي دعوت خود نگاه ويژه اي به نسل جوان داشت تا آنان را به سوي خدا فرا خواند و زمينه ي اسلام آوردن اين نسل را فراهم کند .

نتيجه تلاش و کوشش پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم نسبت به جوانان چنين ثمره اي را در جامعه ي آن زمان و اسلام به وجود آورد که اولين صف ايمان آورندگان به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم افرادي جوان قرار گرفتند که حاضر بودند به خاطر اسلام از همه چيز خود بگذرند . بطور مثال از جمله جواناني که جامعه اسلام را به خود متحيّر کرده بود و نقش بسياري در جامعه مسلمانان داشت ، ايمان آوردن حضرت علي رضي الله عنه بود که 10سال داشت يا حضرت عمر رضي الله عنه از بزرگان صحابه بود که کمتر از 30 سال سن داشت و بسياري از ياران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در ابتداي دعوت و به طور کلي در دوران مکي کمتر از 15 سال سن داشتند تا آن جا که مسنترين ياران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در هنگام ايمان آوردن ، حضرت ابوبکر رضي الله عنه بود که 38 سال سن داشتند ، پس ببينيم پيامبر صلي الله عليه و سلم داشت نسل جوان، که قدرت تفکر پويا و درک انديشه ها و آرمان هاي جديد و نو دارند را تربيت مي کرد تا جامعه ی آلوده و غرق در شرک و بت پرستي را از پاک نمايند و زمينه ي دعوت غالب انبياي الهي بر اين اساس بود که دعوت خود را در عرصه ي اجتماعي بر نسل جوان متمرکز نموده بودند و در واقع روح پاک و بي آلايش اين نسل زمينه اي بوده تا آنان زودتر از ديگران و به نيکي ، دعوت انبياء را لبيک گفته و براي اجراي دستورات خداوند آماده بشوند به همين جهت خداوند در قرآن کريم ، دعوت حضرت موسي عليه السلام را مثال مي زند ، آنگاه که او دعوت خداوند را به بني اسرائيل و فرعون عرضه کرد و در شرايطي که بيش از هر چيز به حامي و افرادي نياز داشت که به او ايمان آورند و همچنين به نيرويي نياز داشت که داراي آرمان و انديشه هاي نو و قدرت و نيرو باشند و شکنجه و تحقير ،عزت آن ها را از بين نبرده باشد پس به همين اساس جوانان از قوم او بودند که ايمان خود را به موسي عليه السلام و خداي او اظهار داشتند :

فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ ...(83-يونس)

ترجمه : سرانجام کسی به موسي ايمان نياورد مگر فرزنداني از قوم وي ، در حالي که بيم داشتند از آن که مبادا فرعون و بزرگان آنان به ايشان آزاري برسانند .

و همچنين رشادت و تلاش اصحاب کهف را مثال مي زند که چگونه فراتر از شرايط زماني و محيطي حاکم بر جامعه خود عمل کردند و تحت تأثير دلبستگي هاي دنيوي قرار نگرفتند و به خاطر خدا و حفظ ايمان خود ، مناصب خويش را رها کردند و به غار پناه بردند و همگي آنان جوان بودند :

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى (کهف13) ترجمه : ما خبر آنها را به تو بر حق کفايت مي کنيم ، آنان جواناني بودند که به پروردگارشان ايمان آوردند وبرهدايتشان افزوديم.

پس نگاه کنيم تمام اديان به وسيله همين جوانان جامعه را متحول کردند و به خاطر دين و ايمانشان مقام و منصب خود را رها کردند .

بياييم نقش نسل جوان را در ميان مسلمانان صدر اسلام بررس کنيم : پيامبر اسلام به اهميت نسل جوان آگاه بود . بنابراين اساس برنامه هاي خود را بر تربيت اين نسل بنا نهاد ، نسلي که بتواند نسبت به ديگر اقشار و ساير نسل هاي جامعه تفاوت برتري آميزي داشته باشد و آماده انجام کارهاي بزرگ باشد و همين نسل براي سال ها جامعه اسلام را تغذيه نمود و از قلب همين جوانان مهمترين حافظان ، محدثان و فرمانده ها و حکام بيرون آمدند و از همين نسل کساني ظهور کردند که بزرگترين افتخارات را در تاريخ اسلام رقم زدند . پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم در تمامي طول عمر مبارکش اعتقاد خود را نسبت به اين نسل جوان از دست نداد و آنگاه که آخرين روزهاي حيات خويش را سپري مي کرد و در بستر بيماري بود ، فرماندهي سپاه اسلام را به دست جواني به نام أسامه بن زيد سپرد که سن او به 20 سال هم نمي رسيد آن هم در ميان تمامي اصحاب .

با اين توضيحات به اين نتيجه مي رسيم که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم هنگامي که خواست يک جامعه نامطرح و غرق در نگاه به قله هاي علم و فرهنگ و تمدن برساند از جوانان شروع کرد و آنان را تربيت داد و ديديم تلاش و کوشش پيامبر در جهت تربيت اين نسل چنان جواناني تربيت کرد که اسلام را دين برتر و حاکم در تمام مناطق دنيا ارائه داد ، از اين رو متوجه مي شويم که چقدر جوانان در جامعه اهميت دارند و آنها هستند که مي توانند آينده را بسازند همانطور که جوانان صدر اسلام جهان را متحول و متحير به خود کردند.

نمونه ها و الگوهای جوانان در صدر اسلام

جان پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم حضرت علی(ع) اولین مسلمان نوجوان و شخصیتی بود که جان پیامبر(ص) محسوب می‌شد، وی بارها جان پیامبر(ص) را در شعب ابی طالب، لیلة‌المبیت و جنگ‌ها نجات داد.

 پیامبر (ص) بر اساس لیاقتش بارها به او مسئولیت‌های سنگین و مهمی را واگذار کرد؛ مانند قرائت و رساندن پیام سوره برائت و اعزام به یمن با وجود افراد کهنسال و مهم‌تر از همه رهبری مسلمانان بعد از خودش را به او سپرد.

مردی از تبار بهشت و نماینده پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

جعفر بن ابیطالب 10 سال از برادار خود حضرت علی(ع) بزرگ‌تر بود، او در آغاز اسلام،  20 سال سن داشت و دومین مرد مسلمان شناخته شده است، وی دوران جوانی بسیار پاکی داشت، روزی پیامبر(ص) از او پرسید: «آن چهار خصلت تو که موجب خشنودی خداوند شده است، چیست؟»، جعفر گفت: یا رسول‌الله! اگر به این دلیل نبود که خدا به شما خبر داده است، هرگز آن‌ها را آشکار نمی‌ساختم: هیچ‌گاه دروغ نگفتم؛ زیرا فهمیدم دروغ ارزش آدمی را می‌کاهد. ابداً قصد زنا نکردم؛ چرا که بیم داشتم آنچه درباره دیگران روا دارم، درباره‌ام انجام پذیرد، بت‌ها را پرستش نکردم؛ زیرا موجودی بی‌سود و زیان است،  پیامبر (ص) به نشانه تحسین دست بر شانه جعفر و زد و گفت: به راستی سزاوار است خداوند به تو دو بال ارزانی دارد تا با فرشتگان در بهشت پرواز کنی.

این جوان، رهبری گروهی از مسلمانان را بر عهده داشت که به حبشه هجرت کرده بودند، اقدام وی در محفل بزرگ نجاشی و معرفی زیبای دین اسلام و قرائت آیاتی از سوره مریم، جلوه‌ای باشکوه از تکیه پیامبر(ص) بر جوانان است، آن جوانمرد، پس از بازگشت، در حالی که فرماندهی سپاه اسلام را برعهده داشت در جنگ موته به شهادت رسید.

همسفر پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

زید بن حارثه سومین مرد جوانی است که مسلمان شد و تنها صحابی‌ای است که نامش در قرآن کریم آمده است، وی در سفر طایف همراه پیامبر(ص) بود و برابر هجوم و سنگباران، خودش را سپر پیامبر کرد و چندین جای بدنش جراحت برداشت، زید جوان در بیشتر غزوات و جنگ‌های عصر رسول خدا(ص) شرکت داشت و در هشت سریه امیر لشکر بود تا آنکه در سال هشتم، در نبرد موته پس از شهادت جعفر بن ابیطالب مسئولیت فرماندهی را بنا به توصیه و سفارش پیامبر(ص) به عهده گرفت و در نبردی سخت، پیاده جنگید و میان نیزه‌داران دشمن به شهادت رسید.

شاگرد پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

عبدالله بن مسعود جوان 20 ساله مکه، بیست و سومین نفری بود که به دین اسلام گروید. شور و نشاط ، جدیت و قوت ایمان وی سبب می‌شد همواره نزد پیامبر(ص) آمد و شد داشته باشد، وی حدود 70 سوره قرآن را از زبان پیامبر(ص) شنید و بقیه را از محضر حضرت علی(ع) فرا گرفت، وی جوانی ستودنی است و الگوی مناسبی برای نسل امروز است.

 زائر پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

جابر بن عبدالله انصاری یکی از جوانان تلاشگر و پرشور مدینه بود که در تمام صحنه‌های حماسی حضوری نمایان داشت. او نخستین بار در دوران نوجوانی همراه پدر و برخی از یثربیان در سال سیزدهم بعثت در قصبه‌ منا پیامبر(ص) را زیارت کرد، وی در 19 غزوه از بیست و یک غزوه پیامبر(ص) حضوری جانانه داشت، از ویژگی‌های او، عشق و ارادتش به پیامبر(ص) است.

همراه پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

سعد بن مالک بن سنان معروف به ابو سعید خدری از جوانان صدر اسلام بود که در دانش و علم سرآمد همسالان خود به شمار می‌آمد و در12 غزوه هم پای پیامبر(ص) در میدان‌های جنگ حضور حماسی داشت.

دلداده پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

معاذ بن جبل که در سن 18 سالگی مسلمان شده بود، در نخستین نبرد (جنگ بدر) در حالی که 20 بهار از عمرش می‌گذشت، شرکت کرد. او همواره در کنار پیامبر حضوری چشمگیر داشت. معاذ در هنگام تصدی مسئولیت ترویج دین در شهر مکه،‌ حدود 26 ساله بود.

مبلغ پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

مصعب بن عمیر اولین نماینده پیامبر(ص) به مدینه برای تبلیغ احکام اسلام، جوان وارسته‌ای بود که لیاقتش سبب شد پیامبر(ص) به او توجه‌ای ویژه داشته باشد. وی از خانواده‌های ثروتمند و جوانی خوش‌سیما بود که پس از آگاهی از حضور جوانان مکه در خانه زید بن ارقم، آنجا آمد و اسلام را اختیار کرد. والدین او از این کارش بسیار ناراحت شدند و او را در خانه زندانی کردند؛ ولی او از دینش دست برنداشت. وی اولین کسی بود که در مدینه نماز جمعه برپا کرد و عاقبت در جنگ احد به فیض شهادت رسید.

فرماندار پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

عتاب بن اسید جوان 21 ساله‌ای است که پس از فتح مکه به عنوان امیر از سوی پیامبر(ص) برگزیده شد، وی اولین امیری بود که نماز جماعت را در مکه برگزار کرد، پیامبر اعظم(ص) پس از صدور فرمان حکومت مکه برای عتاب، درباره اهمیت این مسئولیت خطاب به او فرمود: ای عتاب! می‌دانی تو را بر چه کسانی گماشتم؟ تو را بر مردمان شهر خدای متعال گماشتم، اگر برای آنان بهتر از تو سراغ داشتم، او را بر ایشان می‌گماشتم.

روشن است که انتخاب یک جوان به فرمانداری مکه بسیار حساس بوده و از سویی موجب ناراحتی و رنجش آنان می‌شد؛ از این رو آن حضرت برای پیشگیری از اعتراض آنان در نامه مفصلی خطاب به مردم مکه نوشت: کسی در نافرمانی از او به کمی سنش استدلال نکند؛ زیرا مسن‌تر،‌شایسته‌تر نیست؛ بلکه شایسته‌تر،‌بزرگ‌تر است.

وی تا آخر عمر نیز فرماندار مکه بود و رفتار شایسته او برگ زرینی بر افتخارات جوانانی است که به نحو احسن از مسئولیت‌ها پیروز و سربلند بیرون می‌آیند.

فرمانده پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

اسامة بن زید جوان هجده ساله‌ای است که از سوی پیامبر(ص) به فرمانده نظامی لشکر اسلام انتخاب و معرفی شد. حتی پیامبر(ص) مخالفان از فرمان او را لعن و نفرین کرد. انتخاب او در روزهای آخر عمر شریف پیامبر(ص) و با حضور بسیاری از اصحاب بزرگ، حکایت از این دارد که جوانان از بهترین نیروهایی هستند که در شرایط مهم سیاسی و بحرانی قابل تکیه و اعتماد هستند؛ به همین دلیل هیچ‌گاه به سبب کم بودن سن افراد، بهانه‌جویی در مسئولیت آنان روا نیست، شایسته‌سالاری از دستورات اسلام است.

مرید پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

مرید پیامبر(ص) حنظله فرزند ابوعامر جوانی از قبیله خزرج بود که در شب پیش از جنگ احد با دختر عبدالله بن ابی سلول ازدواج کرد. او از پیامبر(ص) برای ماندن در شهر و رفتن نزد همسرش اجازه خواست. پیک وحی با آیه‌ای برای اجازه دادن نازل شد؛ پیامبر(ص) نیز اجازه داد، صبح زود حنظله برای اینکه فرصت جهاد را از دست ندهد، با حالت جنابت در نبرد حاضر شد و هنگامی که قصد کشتن ابوسفیان را داشت، یکی از مشرکان به سویش آمد و او را با نیزه به شهادت رسانند، بعد از جنگ، بدن او را شسته دیدند و علت را جویان شدند. پیامبر(ص) فرمود: «دیدم فرشتگان میان زمین و آسمان حنظله را با آب باران در برگ‌هایی از طلا غسل می‌دادند»، بدین سبب وی «غسیل الملائکه» یعنی غسل داده شده توسط فرشتگان نام گرفت.

یار پیامبر صلوات الله علیه و علی آله وسلم

عمار بن یاسر که مادرش سمیه نخستین زن شهید در راه خدا بود، از جوانان پیشتاز در ایمان و هجرت است. در آغازین روزهای جلوه اسلام، همراه پدر و مادرش شکنجه‌های مشرکان را تحمل کرد 

 

ویژگی های جوان قرآنی و الگوهای مدیران جهادی

ابراهیم(ع)؛ نماد مبارزه با شرک

حضرت ابراهیم جوانی بت شکن و یکی از   چهره های قرآنی است که مبارزات و مناظره های دوران جوانی او در آخرین کتاب آسمانی جلوه ای ویژه ای دارد. او با جرأت، صراحت و صلابت همراه با منطق، استدلال و قدرت، انسانهای زمان خود را به یکتا پرستی دعوت نمود و بتهای بی فایده را با تبرش شکست و نابود کرد، چنین مبارزه ای که بی‌تردید ستیز و مبارزه با شرک و بت پرستی است، باید برای جوانان الگوی مناسبی در برابر همه زشتی های جامعه و آلودگی های پیرامونشان باشد، همچنین اهتمام به عملکردها و تصمیم های مهم در زندگی در دوران جوانی بسیار مهم است. اگر قرار است در آینده جزو یکی از مدیران جهادی باشند، از دوران جوانی باید غرورها و نمادهای کفر و شرک را با شجاعت و قهرمانی ابراهیمی که برگرفته از بینش توحیدی است مغلوب و از میان بردارند.

  اسماعیل(ع)؛ نماد صبر و تسلیم

جوان صبور قرآنی حضرت اسماعیل (ع) است. زمانی که به اوج  جوانی می رسد، پدرش به او می گوید: من در خواب دیده ام تو را قربانی می کنم، نظرت چیست ؟ اسماعیل جوان جانانه پاسخ می دهد: ای پدر آنچه خداوند متعال به تو امر کرده است انجام بده به خواست خداوند من را از بردباران خواهی یافت. فداکاری و جانبازی حضرت اسماعیل هر ساله روز عید قربان در جانها و خاطره ها زنده می شود، آمادگی حضرت اسماعیل در مذبح برای اجرای فرمان الهی الگویی برای همه جوانان در تسلیم و صبر است، بنابراین در راه اجرای منویات مقام معظم رهبری و برای برخورداری از مدیریت جهادی  تسلیم و صبر در برابر خواست و مشیت الهی از مشخصه های مدیران جهادی است که بتوانند با گذشتن از همه چیز حتی از جان گرانمایه در راه تحقق اهداف والای الهی گام بردارند.

  یوسف(ع)؛ نماد  پاکدامنی

حضرت یوسف(ع) که برابر خواهش های نفسانی زلیخا حاضر به معصیت نشد، بی گناه به زندان افتاد و در زندان با تعبیر خواب دو جوان، سیمای نیکوکاری، علم، اندیشه و فراست این جوان پاکدامن بر دیگران آشکار شد، نفس ستیزی حضرت یوسف(ع) در هنگام مهیا بودن شرایط گناه، الگویی برای همه جوانان است که یکی از مهمترین مشخصه های مدیران جهادی مبارزه با نفس و پرهیز از معصیت در برابر خواسته های نفسانی است که در حوزه ها وعرصه های مختلف زندگی ممکن است آنها را از انتخاب صحیح باز دارد بنابراین توجه به دوری از معصیت و پاکی نفس از خصوصیات مهم مدیران جهادی است که بی‌گمان جوانان قرآنی می توانند عامل به آن باشند

 موسی (ع)؛ نماد ایستادگی

حضرت موسی (ع) با تمام تدابیر امنیتی و سخت‌گیری های فرعون پا به عرصه وجود گذاشت و دربار فرعون محل رشد و نمو ایشان شد. آن حضرت در جوانی به حمایت بنی اسراییل پرداخت، از این رو مجبور شد برای حفظ جان، وطن را ترک کند. او صحرای سینا را پشت سر گذاشت و با زحمات طاقت فرسا خود را به «مدین» شهر شعیب پیامبر رساند.غیرت این جوان سبب شد به دختران شعیب کمک کند او مانند دیگران به جامعه خود بی تفاوت نبود. بنابراین از توجه به زندگی این جوان قرآنی درمی‌یابیم مدیر جهادی مدیری است که از جریانهای اجتماعی پیرامون خود آگاه بوده و بتواند در برابر فرعونهای زمان ایستادگی ومبارزه نماید.

 داود(ع)؛ نماد شجاعت

حضرت داود(ع) جوانی است که در برابر سپاه طالوت با لشکر باطل «جالوت» پهلوان لشکر کفر (جالوت) را نقش بر زمین ساخت .خداوند متعال مقام حکمت و سلطنت را به او می بخشد. وی با به کار بستن قدرت و قوت جوانی برای مبارزه با طاغوت الگویی برای همه جوانان می شود که در رسیدن به مدیریت جهادی باید  از توان و شجاعت جوانان و ظرفیتهای نیروی جوانی این گروه حساس نهایت استفاده به عمل آید.

 فرزند لقمان؛ نماد پندپذیری

فرزند لقمان جوانی است که پای سخنان پدر می نشیند. لقمان حکیم آن قدر سخنانش مهم است که خداوند متعال برخی از آنها را در قرآن کریم برای ما به یادگار نهاده است و یک سوره قرآن کریم نیز به نام اوست. اما نکته مهم این است که فرزند جوانش مورد خطاب قرار گرفته و این سخنان برای همه جوانان در همه ایام آموزنده است. مدیران جهادی از تجارب مثبت یا منفی گذشتگان و معاصران خود درس گرفته و با مطالعه در تاریخ وبررسی رخدادهای زمان خود و با منظور قرار دادن عبرتهای قرآنی و توجه به ظرفیتهای اسلامی همواره راه را از بیراهه شناخته و بهترین تصمیمات را اتخاذ می نمایند.

 اصحاب کهف؛ نماد جوانمردی

در زمان دقیانوس، هفت جوان از خانواده های محترم به خداوند متعال ایمان می آورند. آنها برای حفظ ایمان و جان خود مجبور به ترک وطن می شوند و به غار پناه می برند بر اثر خستگی همگی می خوابند و این استراحت 309 سال به طول می انجامد. مبارزه این جوانان با کفر و هجرت برای حفظ ایمان خود الگویی برای همه جوانان است.

در قرآن کریم درباره جوان و روحیه جوان تعبیرات «شاب»، «فتی»، «فتیه» را به کار برده است که معادل فارسی آن «جوانمردی» است. از این رو اگر اصحاب کهف به لحاظ سن هم جوان نبودند، ولی از قلب جوان و روحیه جوانمردی که از حالات جوانان است، بهره کامل داشتند.

نمونه تاریخی آن عمروبن حمق خزعی است. وی در جوانی به پیامبر(ص) آب آشامیدنی داد پیامبر پس از آشامیدن آب در حق او چنین دعا کرد: «خدایا او را از جوانی بهره مند ساز». پس از این دعا او  تا 80 سالگی روحیه جوانی داشت و در صحنه های نبرد در رکاب امیرالمؤمنین(ع) مانند سایر جوانان می درخشید.

روحیه مدیران جهادی روحیه پرشور جوانی است که در کنار حفظ طراوت و شادابی جوانی، ایمان خود را حفظ نموده و برای مبارزه با کفر و الحاد طاغوتیان در هر زمان با ارایه راهکارهای خاص بر دشمنان چیره می شوند.

آسیب های حوزه جوانان امروز

مهمترین آسیب هایی که جوان امروز را تهدید می کند :

  1. عدم آگاهی کافی از مباحث اعتقادی
  2. اضطرابات فکری
  3. شکاف نسل و بحران هویت
  4. افزایش سن ازدواج
  5. مشکلات اقتصلدی و کار
  6. ناامیدی از اطراف

مسئولیت جوانان

  1. تاریخ سازی و انقلابات فکری در مسیر درست
  2. علم آموزی
  3. شجاعت و دعوتگری
  4. مطالبه گری و عدالت خواهی
  5. تغییرگرایی: جوانی دوران تغییرخواهی است و جوان اصولاً دوست دارد تا در زندگی خود و محیط پیرامونی تغییر ایجاد کند. (قصص، آیات14 و 15؛ کهف، آیات 10 و 16؛ انبیاء، آیات56 تا 61)
  6. نوگرایی: پیامبر(ص) در این‌باره می‌فرماید: اوسعوا للشباب فی المجلس و افهموهم الحدیث فانهم الخلوف و اهل الحدیث؛ برای جوانان در مجالس جای باز کنید و امور نو را به آنان تفهیم کنید، چرا که این گروه جایگزین شما و درگیر مسائل جدید خواهند شد. (الفردوس، ج1، ص98، ح320)
  7. رهبران آینده: رهبران آینده جامعه همین سوره جوانان امروز هستند. در آیه 62 سوره هود آمده که مردم به حضرت صالح(ع) گفتند که ما به سبب کمالاتی که در جوانی داشتی به تو امید بسته بودیم که رهبری جامعه را به عهده بگیری، ولی الان با ادعای پیامبری و سخنان یاوه و باطل این امید را از دل ما بیرون برده‌ای. از این آیه به دست می‌آید که همه اقوام به جوانان خود به عنوان رهبران آینده جامعه نگاه می‌کنند تا امانت‌های اجتماعی و مسئولیت اداره جامعه را در آینده به دست گیرند.
  8. اهمیت به دوره مهم جوانی:

 برخی از کارها در جوانی آثار و برکاتی در زندگی دنیوی و اخروی دارد که در زمان دیگر نمی‌تواند آن اثر را داشته باشد. به عنوان نمونه ازدواج در جوانی آثاری دارد که شیطان را به فریاد در می‌آورد. پیامبر(ص) می‌فرماید: ما من شاب تزوج فی حداثه سنه الا عج شیطانه: یا ویله، یا ویله! عصم منی ثلثی دینه، فلیتق الله العبد فی الثلث الباقی؛ هر جوانی که در سن کم ازدواج کند، شیطان فریاد بر می‌آورد که: وای بر من، وای بر من! دوسوم دینش را از دستبرد من، مصون نگه داشت! پس بنده باید برای حفظ یک‌سوم باقی مانده دینش، تقوای الهی پیشه کند. (نوادر راوندی، ص 112)

آن حضرت(ص) همچنین می‌فرماید: ای گروه جوانان! ازدواج کنید. اگر نمی‌توانید، روزه بگیرید، که روزه مهار شهوت است. (کافی، ج 4، ص 180، ح2)

تلاش در جوانی بسیار با ارزش و مهم است و نباید آن را دست کم گرفت حتی اگر این کار برای تولید و تغذیه مادی دنیا باشد. در روایت است: روزی پیامبر(ص)، در میان یاران خود نشسته بودند. چشمشان به جوانی چالاک و نیرومند افتاد که از صبحگاهان، تلاش می‌کرد. یاران گفتند، وای بر او! چه می‌شد اگر جوانی و چالاکی‌اش در راه خدا بود؟‌ پیامبر فرمودند: چنین نگویید. اگر او برای خود تلاش می‌کند تا از مردم بی‌نیاز شود و نزد آنان دست دراز نکند، در راه خدا کار می‌کند. اگر برای پدر و مادر ناتوان و یا فرزندان ناتوان خویش تلاش می‌کند، تا آنان را بی‌نیاز و زندگی‌شان را اداره کند، کار او در راه خداست، ولی اگر برای ثروت‌اندوزی و فخر‌فروشی تلاش می‌کند، کار او در راه شیطان است.

(المحجه البیضاء، ج 3، ص 140)

                                  والسلام علیکم و رحمه الله            

                گردآوری و بازنویسی : ماموستا دکتر لقمان محمدیان امام جمعه اهل سنت بیجار

آخرین کتاب ها