زهرا سادات سیدصالحی، کارشناس ارشد فقه ومبانی حقوق اسلامی
1398/4/23
عقیق طوس (زندگانی و زیارت امام رضا(ع)ازدیدگاه شیعه و سنی )
زهرا سادات سیدصالحی، کارشناس ارشد فقه ومبانی حقوق اسلامی

مقدمه

امام رضا (ع)، فرزند رسول خدا، يكى از بندگان صالح خدا و امام هشتم شيعيان است كه آستان مقدس آن حضرت از سده سوم هجرى قمرى تاكنون مورد توجه خاص و عام امت اسلامى به‌ويژه اهل سنت قرار گرفته و تمامى مسلمانان از نقاط دور و نزديك با هر فرقه و مذهبى به زيارت و پابوسى آستان آن حضرت شتافته و با زيارت و توسل به آن حضرت، بر سنت بودن اين‌گونه اعمال تأكيد كرده و خط بطلانى بر توهمات بى‌اساس بدعت وهابيت و سلفى‌ها كشيدند. با وجود اختلاف نظرهاى موجود بين فرقه‌ها و مذاهب اسلامى كه امرى طبيعى است، زيارت و توسل و ساير واژه‌هاى ياد شده را مى‌توان از مسائل مورد اتفاق بين امت اسلامى دانست كه گزارشها و نصوص تاريخى گواه بر اين مدعاست. اين نقاط مشترك بين مسلمانان را، مى‌توان يكى از محورهاى يك زندگى مسالمت‌آميز و به دور از تنش بين فرقه‌ها و مذاهب اسلامى دانست.

مقاله حاضر پژوهشی کوتاه در زندگی و زیارت امام رضا (ع) به  نقل از شیعه و اهل سنت می باشد تا ان شاءالله بتوان با بازگو کردن این نکات به وحدت و یکدلی بین مسلمانان بیافزاید و موجبات رضایت آن امام همام را فراهم کند.

 

ولادت امام رضا (ع)

هشتمين اختر فروزندۀ آسمان امامت، روز پنج‌شنبه، يازدهم ذيقعده سال ۱۴۸ هجرى قمرى، چند روز پس از شهادت جدّش، امام صادق(ع)، در مدينه چشم به جهان گشود، دربارۀ ماه و سال ولادت آن حضرت نقلهاى ديگرى نيز وجود دارد؛ در بعضى‌منابع، سال ولادت، سال ۱۵۳ بیان نموده اند ابن شهرآشوب و شيخ صدوق ماه ولادت را ربيع ‌الاول نوشته‌اند ولى نظر مشهور همان است كه در ابتدا بیان شده است. (مصباح، كفعمى، ص۵۲۳، بحارالانوار، ج۴۹، ص۹، عيون‌اخبار الرضاعلیه السلام، ج۱، ص۲۸، اعلام الورى، ص313، مناقب، ج۴، ص۳۶۷)

امام صادق(ع) پيش از ولادتِ‌ نواده گرامى خود، بارها از آن حضرت با عنوان «عالم آل محمّد9» ياد مى‌كرد و آرزوى درك وجود او را مى‌نمود. موسى بن‌جعفر7مى‌فرمايد: از پدرم جعفر بن محمّد بارها مى‌شنيدم كه به من مى‌فرمود: همانا عالم آل محمّد9 در صلب تو قرار دارد و اى كاش من او را درك مى‌كردم. او همنام اميرمؤمنان7است. (الانوار البهيّة، ص۱۷۶)

نام پيشواى هشتم "على"، كنيه‌اش "ابوالحسن" و القابش عبارت است از: رضا، صابر، زكىّ‌، ولىّ‌، وفىّ، صدّيق، رضىّ‌، فاضل، سراج اللّه، نورالهُدى‌، قرّة عين المؤمنين و...؛ ولى مشهورتر از همه «رضا» است. (الفصول المهمّة، ص۲۴۴؛ مناقب، ج۴، ص۳۶۶)

دربارۀ لقب «رضا» از دو جهت بين مورخان و محدثان اختلاف است:

اول. از اين جهت كه چرا آن حضرت بدين لقب ناميده شده است. در اين ارتباط‍‌ چند قول ذكر شده است:

الف - بدان جهت كه امام7 در آسمان مرضىّ‌ خدا و در زمين، پسنديده رسول خدا9و امامان پس از آن حضرت است.

ب - بدين جهت كه موافقان و مخالفان نسبت به آن گرامى اتفاق نظر داشتند و از امامتش خشنود بودند.

ج - از آن رو كه مأمون از ولايتعهدى‌اش خشنود گشت. (مناقب، ج۴، ص۳۶۷؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۱۰)

دوم.از اين جهت كه اين لقب از ناحيۀ چه كسى به امام 7 داده شده است‌؟ از بعضى منابع استفاده مى‌شود كه اين لقب را مأمون به امام رضا(ع) داده است. (الفخرى، ص۲۱۷؛ البداية و النهاية، ج۱۰، ص۲۵۸؛ كامل، ابن اثير، ج۶، ص۳۲۶)

پدر و مادر گرامی ایشان

پدر گرامی ایشان امام موسی کاظم 7 می باشد که خود فرزند امام جعفر صادق7 می­باشد هرچند نام‌هاى متعددى براى مادر امام رضا 7 در منابع به كار رفته است، ولى نجمه از ديگر اسامى مشهورتر است كه در روايات متعددى به آن تصريح شده است. (مناقب آل ابى‌طالب عليهم السلام، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۴۷۵)

على بن يونس عاملى، از علماء بزرگ و محدثين نامى در كتاب صراط‍‌ المستقيم نوشته است: ابوالحسن، على بن موسى الرضا عليه السلام، امّه جاريةٌ‌، اسمها نجمه (صراط‍‌ المستقيم الى مستحقى التقديم، على بن يونس النباطى البياضى، ج۲، ص۱۳۹) امام على بن موسى الرضا 7، مادرش نجمه نام داشت.

حضرت نجمه خاتون در عبادات و مناجات حق تعالى آنچنان راغب و مشتاق بود كه وقتى فرزندش امام رضا 7 به دنيا آمد، براى شير دادن حضرتش دايه اى كمكى درخواست كرد وقتى به او گفتند: آيا شيرت كم شده‌؟ گفت: نه، اما من به عبادات و اذكار و مناجات هايم مثل قبل نميتوانم برسم. (مسند الامام الرضا (ع)، ج۱، ص۱۲)

امام كاظم (ع)در مورد اين ازدواج آسمانى فرموده است: اين بانوى ارجمند را من به همسرى خود انتخاب نكرده‌ام مگر به امر خدا و اشاره ى وحيانى پيامبر 9. آن حضرت در توضيح اين سخن فرمود: در ضمن يك رؤياى صادقانه جدم رسول خدا و پدرم علی7 را رؤيت كردم آن بزرگواران يك لوح ابريشمين را به من نشان دادند كه صورت اين خانم در روى آن نقش بسته بود و هر دو به من فرمودند: اى موسى! از اين بانو بهترين فرد روى زمين متولد خواهد شد آنگاه پيامبر9و 7 فرمودند: هرگاه فرزند پسر او به دنيا آمد نامش را على بگذار كه خداوند متعال بوسيله ى هدايت و دلسوزى وى، عدالت و مهربانى را در ميان مردم. آشكار ميكند خوشا به حال آنكه آن نوزاد را تصديق كند و واى بر آنكه با او دشمنى ورزيده و حق رهبرى اش را منكر شود . (دلائل الامامه، ص۳۴۹)

فضیلت زیارت امام رضا7از دید گاه اهل سنت

زيارت مرقد شريف امام رضا7و انعكاس آن در روايات پيامبر گرامى اسلام 9و اهل بيت : و تأكيد و سفارش معصومين :در مورد زيارت امام رضا در كتاب‌هاى اهل سنت، حاكى از اهميت و جايگاه ويژه آن حضرت بوده و سنت بودن زيارت مرقد پاك وى را به وضوح نمودار مى‌سازد كه متأسفانه اين روايات مغفول واقع شده است و سعی می شود در این نوشتار به نمونه هایی از آنها اشاره بنماید.

حاكم نيشابورى شافعى به سند خود از امام رضا7روايت كرده است: «روي عن الإمام عليّ الرضا 7عن آبائه عن النبي 9 أنّه قال: ستدفن بضعة منّي بخراسان، ما زارها مكروب إلاّ نفّس اللّه كربته، و لا مذنب إلاّ غفر اللّه ذنوبه؛ از امام رضا روايت شده كه پيامبر 9 فرمود: پاره‌اى از تن من در خراسان مدفون خواهد گشت، هر گرفتارى، وى را زيارت كند خداوند گرفتارى‌اش را برطرف مى‌كند و هر گنه‌كارى او را زيارت كند خداى متعال گناهانش را مى‌آمرزد.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين في فضائل المرتضى و البتول و السبطين و الائمّة من ذريتهم عليهم السّلام، ج۲، ص۱۹۰، ح۴۶۷ به نقل از تاريخ نيشابور حاكم نيشابورى شافعى؛ قندوزى حنفى، ينابيع المودّة لذوي القربى عليهم السّلام، ج۲، ص۳۴۱)

از همسر پیامبر (ص) عايشه روايت شده كه رسول خدا 9فرمود: «من زار ولدي بطوس فإنما حجّ مرّة، قالت: مرّة!؟ فقال: مرّتين. قالت: مرّتين!؟ فقال: ثلاث مرّات. فسكتت عائشة، فقال: و لولم تسكتي لبلغت إلى سبعين؛ كسى كه فرزندم را در طوس زيارت كند گويى يك حج به جا آورده است. عايشه پرسيد: يك حج‌؟ پيامبر 9فرمود: دو حج. عايشه پرسيد: دو حج‌؟ رسول خدا 9فرمود: سه حج. عايشه ساكت شد. پيامبر9 فرمود: اگر سكوت نمى‌كردى تا هفتاد حج برمى‌شمردم.»، (قندوزى حنفى، ينابيع المودّة لذوي القربى عليهم السّلام، ج ۲، ص ۳۴۱)

با عنايت به نكتهاى كه در اين روايت وجود دارد شايد بتوان گفت: شخصيت امام رضا (ع) و منطقۀ طوس به قدرى براى همسر رسول خدا (ص) مشخص بوده كه از پيامبرمعناى "ولدی" و يا " طوس" را نپرسيده، بلكه تنها از ثواب و پاداش زيارت شگفت‌زده شده است»[1]  

حاكم نيشابورى شافعى به سند خود مى‌گويد: از موسى بن جعفر: شنيدم مى‌فرمود: «من زار قبر ولدي عليّ كان له عند اللّه سبعين حجّة. [ثم] قال: وربّ حجّة لا تقبل. من زاره أو بات عنده ليلة كان كمن زار أهل السماوات و إذا كان يوم القيامة، وجد معنا زوّار أئمّتنا أهل البيت و أعلاهم درجة و أقربهم حياة زوّار ولدي عليّ؛ هركس آرامگاه فرزندم را زيارت كند ثواب هفتاد حج را نزد خدا خواهد داشت. آن‌گاه فرمود: چه بسا حجى قبول نمى‌شود. هركس او را زيارت كند يا شب در بارگاهش بماند گويى همۀ آسمانيان را زيارت كرده است و چون روز قيامت شود، زائران را با امامان ما اهل بيت خواهد يافت و زائران فرزندم على درجه‌شان بالاتر و حيات (معنوى) شان نزديك‌تر است.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ص۱۹۴، ح۴۷۱ به نقل از تاريخ نيشابور حاكم نيشابورى شافعى)

جوينى شافعى با سلسله سند خود، از فضّال روايت كرده كه گفت:

«سمعت عليّ بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء و جاءه رجل فقال له: يا ابن رسول اللّه! رأيت رسول اللّه في المنام كان يقول لي: كيف أنتم إذا دفن في أرضكم بضعتي و استحفظتم وديعتي و غيّب في ثراكم لحمي. فقال له الرضا 7: أنا المدفون في أرضكم، و أنا بضعة نبيّكم و أنا الوديعة و اللحم، من زارني و هو يعرف ما أوجب اللّه من حقّي و طاعتي، أنا و آبائي شفعاؤه يوم القيامة و من كنّا شفعاؤه نجا، و لو عليه مثل وزر الثقلين الجنّ و الإنس؛از على بن موسى الرضا (ع) شنيدم شخصى نزد وى آمد و به امام عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! پيامبر9 را در خواب ديدم كه به من مى‌فرمود: چگونه خواهيد بود اگر پارۀ تن من در سرزمين شما مدفون و گوشت بدنم در سرزمين شما پنهان شود و از امانت من چگونه محافظت مى‌كنيد؟ امام رضا 7در پاسخ فرمود: من آن شخصى هستم كه در سرزمين شما دفن خواهد شد، من پارۀ تن رسول خدا و همان امانتى هستم كه هر شخصى اگر با معرفت به حق من و اطاعت از من، مرا زيارت كند من و پدرانم شفيعان او در روز قيامت خواهيم بود و كسى كه ما شفيعان او باشيم نجات خواهد يافت، هرچند گناهان وى به اندازۀ گناهان جن و انس باشد. (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ص۱۹۱، ح۴۶۸. ر.ك: خواند امير شافعى، تاريخ حبيب السير في أخبار أفراد بشر، ج۲، ص۸۶ و خنجى اصفهانى حنفى، وسيلة الخادم إلى المخدوم در شرح صلوات چهارده معصوم عليهم السّلام، ص۲۲۳)

امام رضا (ع) در تأييد جريان مذكور به نقل از پيامبر (ص) مى‌فرمايد: «و لقد حدّثني أبي، عن جدّي، عن أبيه، عن آبائه أنّ رسول اللّه  قال: من رآني فى منامه فقد رآني، فإنّ الشيطان لا يتمثّل في صورتي و لا في صورة أحد من أوصيائي، إنّ رؤيا الصادقة جزء من سبعين جزءا من النبوّة» (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ص۱۹۱، ح۴۶۸.)

امام رضا به نقل از پدران پاكش از پيامبر 9روايت كرده كه مى‌فرمايد: هركس مرا در خواب ببيند، [واقعا] مرا به خواب ديده است، زيرا شيطان به صورت من و هيچ يك از جانشينانم ظاهر نمى‌گردد. رؤياى صادقه جزئى از هفتاد جزء پيامبرى است. بدين ترتيب اين روايت به تمام رؤياهايى كه در اين باب در مورد پيامبر 9يا جانشينان وى وارد شده، حجيت مى‌بخشد.

محمد خواجه پارساى بخارى حنفى مى‌گويد: «هنگامى كه مأمون عباسى، با تهديد، ولايت عهدى را بر امام رضا تحميل كرد، امام خطاب به مأمون فرمود: و اللّه! لقد حدّثني أبي عن آبائه عن رسول اللّه 9: إنّى أخرج من الدنيا قبلك مظلوما. تبكي عليّ ملائكة السماء و الأرض، و أدفن في الأرض الغربة؛ به خدا قسم! پدرم براى من از پدرانش از رسول خدا 9روايت كردند: من پيش از تو، مظلومانه از دنيا مى‌روم. فرشتگان آسمان و زمين بر من مى‌گريند و در زمين غريب به خاك سپرده مى‌شوم.»، (قندوزى حنفى، ينابيع المودّة لذوي القربى عليهم السّلام، ج۳، ص۱۶۷ به نقل از فصل الخطاب لوصل الأحباب خواجه پارساى بخارى حنفى)

  حاكم نيشابورى شافعى به سند خود روايت كرده كه از امام جواد 7شنيدم مى‌فرمود: «من زار قبر أبي غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ما تأخّر، و إذا كان يوم القيامة ينصب له منبر بحذاء منبر رسول اللّه حتى يفرغ اللّه من حساب عباده؛ هركس قبر پدرم را زيارت كند خداوند گناهان گذشته و آينده‌اش را مى‌آمرزد و چون روز قيامت شود براى او جايگاهى در مقابل جايگاه رسول خدا9 قرار مى‌دهند تا وقتى كه خداوند به حساب همۀ بندگانش رسيدگى كند.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ص۱۹۵، ح۴۷۳ به نقل از تاريخ نيشابور حاكم نيشابورى شافعى)

   حاكم به سند خود از صقر بن دلف روايت نموده كه گفت: از امام هادى 7شنيدم مى‌فرمود: «من كانت له إلى اللّه حاجة فليزر قبر جدّي الرضا بطوس، و هو على غسل و ليصلّ عند رأسه ركعتين و يسأل اللّه تعالى حاجته في قنوته، فإنّه يستجاب له ما لم يسأله في مأثم أو قطيعة رحم. و إنّ موضع قبره لبقعة من بقاع الجنّة، لا يزورها مؤمن إلاّ أعتقه اللّه من النار و أدخله دار القرار»؛ هركس حاجتى دارد به زيارت قبر جدّم امام رضا 7با انجام دادن غسل برود و بالاى سر حضرت دو ركعت نماز بخواند و حاجتش را در قنوت نماز از خدا بخواهد كه حاجت او برآورده خواهد شد البته به شرطى كه حاجت او، گناهى يا قطع رحمى (خويشاوندى) نباشد. مكانى كه امام رضا 7در آن دفن شده قطعه‌اى از بهشت است، هر مؤمنى آن حضرت را زيارت كند خداوند او را از آتش جهنم نجات مى‌دهد و داخل بهشت مى‌گرداند.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ص ۱۹۳، ح ۴۷۰)

 

زيارت اهل سنّت

امام رضا در دوران حيات پربركت خويش فضايل و كرامات بسيارى داشته كه نقطۀ اوج آن ورود تاريخى آن حضرت 7به نيشابور است. (براى آگاهى بيشتر از جريان ورود امام رضا عليه السّلام به نيشابور و مواضع علما و مردم اهل سنّت، ر.ك: محمّد محسن طبسى، حديث سلسلة الذهب از ديدگاه اهل سنّت، انتشارات دليل ما) اما اين كرامات و بركات به دوران حيات آن حضرت محدود نبوده است و پس از شهادت وى نيز به تصريح علماى اهل سنّت، قبر شريف امام رضا 7از همان قرن سوم - چهارم هجرى تاكنون محل زيارت و توسل علماى اهل سنّت و ساير مردم و شفا گرفتن از آن بقعۀ شريفه بوده است و براساس گزارش‌هاى آنان، توسلات و زيارات مردم هر سال گسترده‌تر شده است. گويى روايات رسيده از پيامبر اعظم 9و ساير اهل بيت رسول خدا :، بر زيارت قبر امام رضا 7و مظلوميت و غربت آن حضرت تأكيد داشته است، چنين سيل خروشانى از مردم را به سمت مرقد آن حضرت روانه كرده و سبب احترام ويژۀ آنان به پارۀ تن رسول خدا (ص) شده است. اين گزارش‌ها حاكى از اين مسئله است كه زيارت قبور اهل بيت عليهم السّلام يك سنت مؤكد نبوى (ص) است و خط بطلانى بر توهّمات بى‌اساس وهابيت است.

حاكم نيشابورى شافعى مى‌گويد: «سمعت محمّد بن المؤمّل بن حسن بن عيسى يقول: خرجنا مع إمام أهل الحديث أبي بكر بن خزيمة و عديله أبي عليّ الثقفي مع جماعة من مشايخنا، و هم إذ ذلك متوافرون إلى زيارة قبر عليّ بن موسى الرضا بطوس، قال: فرأيت من تعظيمه (ابن خزيمة) لتلك البقعة و تواضعه لها و تضرّعه عندها ما تحيّرنا؛ از محمّد بن مؤمل شنيدم مى‌گفت: روزى با پيشواى اهل حديث ابو بكر بن خزيمه و ابو على ثقفى و ديگر مشايخ خود به زيارت مرقد على بن موسى الرضا به طوس رفتيم، آن‌ها بسيار به زيارت قبر على بن موسى الرضا مى‌رفتند. محمّد بن مؤمل مى‌گويد :احترام و بزرگ‌داشت و تواضع و گريه و زارى ابن خزيمه در كنار مرقد مطهر على بن موسى، همگى ما را شگفت‌زده كرد.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ج۲، ص۱۹۸، ح۴۷۷ و ابن حجر عسقلانى، تهذيب التهذيب، ج۷، ص۳۳۹)

نكتۀ جالب و شگفت‌انگيز ادامۀ سخن راوى است كه مى‌گويد: «ذلك بمشهد من عدّة من آل السلطان و آل شاذان بن نعيم و آل الشنقشين و بحضرة جماعة من العلويّة من أهل نيسابور و هرات و طوس و سرخس، فدوّنوا شمائل أبي بكر محمّد بن إسحاق عند الزيارة و فرحوا و تصدّقوا شكرا للّه على ما ظهر من إمام العلماء عند ذلك الإمام و المشهد و قالوا بأجمعهم: لو لم يعلم هذا الإمام أنّه سنّة و فضيلة لما فعل هذا...؛ اين همه تواضع و احترامات ويژۀ ابن خزيمه به قبر امام رضا 7درحضور بزرگان خاندان سلطان و خاندان شاذان و خاندان شنقشين و گروهى از علويان نيشابور و هرات و طوس و سرخس انجام گرفت و همۀ آن‌ها شمايل و حركات ابن خزيمه را به هنگام زيارت قبر امام رضا 7مشاهده و ثبت و ضبط كردند و از برخورد وى با امام و قبر شريف آن حضرت، بسيار خوشحال شدند و به سبب چنين برخوردى كه از امام العلماء سر زده بود، از خوشحالى صدقه دادند و همگى اظهار داشتند: اگر اين كار (زيارت قبور و گريه و زارى كنار قبور و تواضع و احترام به صاحب قبر) سنت نبود و فضيلت نداشت، هيچ‌گاه ابن خزيمه چنين نمى‌كرد.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ج۲، ص۱۹۸، ح۴۷۷)

ابن حبان بستی شافعی می گوید: «وهو علی بن موسى بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب أبو الحسن، من سادات أهل البیت وعقلائهم وأجله الهاشمیین ونبلائهم وقبره بسناباذ خارج النوقان مشهور یزار بجنب قبر الرشید، قد زرته مراراً کثیره، وما حلت بی شده فی وقت مقامی بطوس فزرت قبر علی بن موسى الرضا (صلوات الله على جده وعلیه) ودعوت الله إزالتها إلا واستجیب لی وزالت عنی تلک الشده، وهذا شیء جربته مراراً فوجدته کذلک، أماتنا الله على محبه المصطفى وأهل بیته (صلى الله علیه وعلیهم أجمعین؛ على بن موسى الرضا 7از بزرگان اهل بيت و عقلا و نخبگان و بزرگواران بنى هاشم به شمار مى‌رود. اگر از وى روايتى نقل شود واجب است حديثش معتبر شناخته شود. قبر او در سناباد و خارج نوقان، مشهور است. من بارها مرقد وى را زيارت كرده‌ام. زمانى كه در طوس بودم هر مشكلى برايم رخ مى‌داد قبر على بن موسى الرضا را - درود خدا بر جدش و او باد - زيارت و براى برطرف شدن مشكلم دعا مى‌كردم و دعايم مستجاب و مشكلم حل مى‌شد. اين كار را بارها تجربه كردم و پاسخ مى‌گرفتم. خداوند ما را بر دوستى و محبّت رسول خدا 9و اهل بيتش بميراند. (ابن حبّان بستى شافعى، كتاب الثقات، ج۸، ص۴۵۷)

حاکم می گوید: «و قد عرّفني اللّه من كرامات التربة خير كرامة، منها: أنيّ كنت متقرّسا لا أتحرّك إلاّ بجهد فخرجت وزرت و انصرفت إلى نوقان بخقّين من كرابيس، فأصبحت من الغد بنوقان و قد ذهب ذلك الوجع و انصرفت سالما إلى نيسابور؛ Bottom oخداوند مرا از كرامات تربتش، بهترين كرامت را شناساند. از آن جمله است كه من دچار بيمارى خشكى مفاصل بودم و جز با مشقت نمى‌توانستم حركت كنم. بنابراين بيرون آمدم و زيارتش كردم و با دو كفش كرباسى به نوقان بازگشتم صبح كه در نوقان بودم تمام آن درد رفت و تندرست به نيشابور بازگشتم.»، (جوينى شافعى، فرائد السمطين، ج۲، ص۲۲۰، ح۴۹۶)

    وی همچنین مى‌گويد: «سمعت أبا الحسين بن أبي بكر الفقيه يقول: قد أجاب اللّه لي في كلّ دعوة دعوته بها عند مشهد الرضا، حتى إنّي دعوت اللّه [أن يرزقني ولدا] فرزقت ولدا بعد الإياس من؛ از ابو الحسين بن ابو بكر فقيه شنيدم كه مى‌گفت: خداوند هر دعايى كه در مرقد امام رضا 7كردم اجابت كرد، حتى از خدا خواستم فرزندى به من عنايت كند كه بعد از نااميدى فرزندى روزى كرد.»، (جوينى شافعى، فرائد المسطين، ج۲، ص۲۲۰، ح۴۹۸)

     ذهبى شافعى (۷۴۸ ه. ق.): وى دربارۀ زيارت زائران اين بقعۀ شريفه مى‌گويد: «و لعليّ بن موسى مشهد بطوس يقصدونه بالزيارة (ذهبى شافعى، سير أعلام النبلاء، ج۹، ص۳۹۳)؛ و براى على بن موسى بارگاهى در طوس است كه مردمان به زيارت او مى‌آيند و له مشهد كبير بطوس يزار (ذهبى شافعى، العبر في خبر من غبر، ج۱، ص۲۶۶)و براى او آرامگاهى بزرگ در طوس است كه زيارت مى‌شودTop of Form. در مورد فرزندان امام كاظم (ع) زمانى كه به امام رضا (ع) مى‌رسد مى‌گويد: و لولده عليّ بن موسى مشهد عظيم بطوس(ذهبی شافعی،  سير أعلام النبلاء، ج ۶، ص ۲۷۴)؛ و براى فرزندش، على بن موسى، بارگاهى بزرگ در طوس است.

    صفدى شافعى (۷۶۴ ه. ق.) نيز در گزارشى كوتاه اما گويا چنين مى‌گويد:... «و دفن بطوس و قبره مقصود بالزيارة...؛ و در طوس دفن شده و قبرش زيارتگاه است» (صفدى شافعى، الوافي بالوفيات، ج۲۲، ص۲۴۹)

محمّد بن عبد اللّه ابن بطوطه مراكشى (۷۷۹ ه. ق.) که گزارش تفصيلى وى از بقعۀ مباركۀ آن حضرت و زائرين آن امام همام، حاكى از زيارت موافق و مخالف از قبر امام رضا 7است. (ابن بطوطۀ مراكشى، تحفة النظّار في غرائب الأمصار معروف به رحلة ابن بطوطة، ص۴۰۱)

عطاء اللّه بن فضل اللّه شيرازى (۸۰۳ ه. ق)، مشهد امام رضا 7 را مرجع همۀ زائران از تمام طبقات و اقشار مى‌داند و مى‌گويد: «على بن موسی الرضا 7 با مردم به لغات خودشان سخن مى‌گفت و آن حضرت در سخن گفتن شيواترين مردم و داناترين آن‌ها به همۀ زبان‌ها و لغات بود... مشهد و مرقد منوّر وى مرجع زائران از تمام طبقات و نقاط جهان است.» (عطاء اللّه شيرازى، روضة الأحباب، ج۴، ص۴۳)

Top of Form

مير محمد بن سيد برهان الدين خواوند شاه، معروف به ميرخواند شافعى (۹۰۳ ه. ق.) نيز در گزارشى شگفت‌انگيز زائران قبر امام رضا (ع) را افزون بر ايران، از روم و هند و ساير سرزمين‌ها مى‌داند و مى‌گويد: «ذكر احوال على بن موسى الرضا 7 مشهد مقدس و مرقد اين امام على الاطلاق مرجع ايران و مقصد سالكان اكابر و اصاغر آفاق است، طوايف امم و طبقات بنى آدم از اقصاى روم و هند، از جميع مرز و بوم هر ساله مهاجرت اوطان و مفارقت خلّان اختيار كرده و روى توجه به اين آستان فرخنده نشان نهاده و مراسم زيارت و طواف به جاى آورند و اين موهبت عظما را سرمايۀ سعادات دنيا و عقبا مى‌دانند... مناقب و مآثر و فضايل و مفاخر امام ابو الحسن الرضا زياده از آن است كه محاط علم بشرى گردد و در اين مقام بر سطرى چند از خوارق عادات آن قدوۀ ارباب سعادات اقتصار مى‌رود، رضى اللّه عنه، بعد به نقل مناقب و كرامات امام مى‌پردازد و در پايان مى‌گويد: مناقب و كرامات آن حضرت مى‌باشد.»  (ميرخواند شافعى، تاريخ روضة الصفا، ج۳، ص۴۱،۴۶و۵۲)

فضل اللّه بن روزبهان خنجى اصفهانى حنفى (۹۲۷ ه. ق.) نيز با عبارات والا و با احترام فراوان از مرقد مطهر امام رضا (ع) ياد مى‌كند و آن را «كعبۀ حاجات و مقاصد جميع حاجت خواهان» تا روز قيامت مى‌داند و مى‌گويد:

«زيارت قبر مكرّم و مرقد معظّم حضرت امام أئمّة الهدى، سلطان الإنس و الجن، إمام عليّ بن موسى الرضا الكاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن عليّ زين العابدين بن الحسين الشهيد بن علي المرتضى، صلوات اللّه و سلامه على سيّدنا محمّد و آله الكرام، سيّما الآية النظام ستّة آبائه كلّهم أفضل من يشرب صوب الغمام، ترياق أكبر محبّان و موجب حيات دل و جان است. مرادات همۀ عالم از آن درگاه با بركت حاصل و فى الواقع ربع ميمونش توان گفت كه از اشرف منازل است. آن مقام مبارك تمامى اوقات مقرون به تلاوت قرآن مجيد است و توان گفت كه معبدى است از معابد اسلام، هرگز آن مرقد عالى از طاعت نيازمندان خالى نيست و چگونه چنين نباشد و حال آن‌كه تربت حضرت امامى است كه اوست مظهر علوم نبوى و وارث صفات مصطفوى و امام بر حق و رهنماى مطلق و صاحب زمان امامت خود و وارث نبوت و حق استقامت خود. هزار دفتر اگر در مناقبش گويند هنوز ره به كمال على نشايد برد و سابقا كه عزم زيارت مشهد مقدس حضرت امام بود، اين قصيدهTop of Form صورت نظم يافته بود و در اين مقام ادراج او مناسب است، زيرا كه ملايم زيارت آن صاحب مناقب است.وى در ادامه قصيده‌اى با عنوان «قصيده‌اى در منقبت امام ثامن، ولى ضامن، امام ابو الحسن على بن موسى الرضا، صلوات اللّه عليه و سلامه» در مدح آن حضرت نقل مى‌كند...» (خنجى اصفهانى حنفى، مهمان نامۀ بخارا، ص۳۳۶)

تمامی این روایات قطره ای است از دریای بیکران محبت اهل تسنن به ائمه خصوصا آقا علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه والثناءو با تورق و تدبر و تفکر در منابع ایشان می توان به میزان بیشتری از این محبت وعشق دست یافت. به امید آنکه عنایات خاصه حضرت شامل حال تمامی ما شیعیان و اهل تسنن عزیز باشد . والسلام

آخرین کتاب ها